خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اردیبهشت ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ فروردین ۱۳۷۸
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 08:27کد خبر26470

در خانه ماندم. آقاى مهدوى کنى نمازجمعه را اقامه کردند و پیش از ظهر آقاشیخ قدرت علیخانى آمد و متن نامه اى را که در سمینار ائمه جمعه تهیه شده و چند نفر امضا کرده بودند و سپس با مخالفت طرفداران حزب جمهورى اسلامى و آقاى مشکینى، مسکوت مانده بود،

در خانه ماندم. آقاى مهدوى کنى نمازجمعه را اقامه کردند و پیش از ظهر آقاشیخ قدرت علیخانى آمد و متن نامه اى را که در سمینار ائمه جمعه تهیه شده و چند نفر امضا کرده بودند و سپس با مخالفت طرفداران حزب جمهورى اسلامى و آقاى مشکینى، مسکوت مانده بود، آورد. نامه خطاب به امام است و مرموزانه حزب جهمورى اسلامى را عامل تفرقه معرفى کرده اند. موضوع را با [آیت الله]آقاى خامنه اى، تلفنى در میان گذاشتم.

آقاى [محمدحسن] رحیمیان تلفن کرد و اجازه مى خواست که کتاب «ارزش ها و مکتب ها» را در مجله پاسدار اسلام چاپ کنند. گفتم به خاطر حملاتى که علیه [مارکسیست ها و] شوروی ها دارد، تردید در مصلحت بودنش دارم. قرار شد، مصاحبه اى راجع به جنگ داشته باشیم. عصر حاجیه والده و طیبه همشیره آمدند. خوشحال شدیم و بچه ها همه جمع شدند.

در قریه بهرمان نوق رفسنجان زندگى مى کنند و مایل نیستند وضع زندگی شان را تغییر بدهند و على رغم نگرانى هایى که در مورد امنیت آنها وجود دارد، پاسدار محافظ هم قبول نمى کنند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا