صبح زود به مجلس نرفتم. به دفتر رییس جمهور رفتم. در جلسه دفتر سیاسى حزب شرکت کردم. بحث درباره کارهاى ایذایى خط سوم بود. تصمیماتى در مورد کیفیت برخورد با آنها گرفتیم؛ بیشتر در جهت جذب آنها با رفاقت و محبت و نه معارضه. به جلسه علنى نرفتم. ساعت ده به دفترم
صبح زود به مجلس نرفتم. به دفتر رییس جمهور رفتم. در جلسه دفتر سیاسى حزب شرکت کردم. بحث درباره کارهاى ایذایى خط سوم بود. تصمیماتى در مورد کیفیت برخورد با آنها گرفتیم؛ بیشتر در جهت جذب آنها با رفاقت و محبت و نه معارضه. به جلسه علنى نرفتم. ساعت ده به دفترم آمدم. آقاى [سیدمحمود] دعایى [سرپرست مؤسسه اطلاعات] آمد. سخت از تعطیلى روزنامه ناراحت بود. گریه کرد و چاره جویى. گفتم چندین بار من و [آیت الله]آقاى خامنه اى به امام پیغام دادیم؛ ایشان نرم تر شده اند.
باز هم تلفن کردم که حتى الامکان امروز منتشر شود، ولى امام مقاومت کردند و احمدآقا گفت، ممکن است روز شنبه درست شود. آقاى دعایى به بیت امام رفت. تماشاچى زیادى به مجلس آمده بودند، انتظار داشتند، براى آنها طبق معمول صحبت کنم. تصمیم گرفته ایم که صحبت نکنم. این وضع که رسم شده، خیلى وقت مجلس را مى گیرد. معمولاً گروه گروه از سراسر کشور به عنوان تماشاچى به مجلس مى آیند و همه توقع دارند رییس مجلس براى آنها سخنرانى کند. مقرر شد که چنین برنامه اى نباشد. شعارها دادند.
بالاخره با ناراحتى رفتند. مسئولان سپاه قم آمدند و مذاکره کردیم. از شلوغى و کمى امکانات رفاهى قم گله داشتند و از خطر توطئه هاى مهاجران فراوان عراقى و افغانى و... و خلق مسلمان و خلق عرب و... ملاقاتى با بسیجى هاى قم کردم و از عدم سخنرانى عذر خواستم. عصر، جلسه اصلاح مواضع حزب داشتیم و سپس در شوراى مرکزى حزب [جمهورى اسلامى]، آیین نامه کنگره را تصویب کردیم. آخر شب به خانه آمدم. شب ستاد برگزارى کنگره حزب آمدن و با آنها صحبت هایى کردم که منتشر شود.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام