خاطرات اکبر هاشمی - ۹ خرداد ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 14:20کد خبر29248

ساعت هشت صبح به دفترم رفتم. آقاى[حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور] براى کارهاى جارى آمد. خانواده آقای [مهرداد]کوکبى که [به اتهام آتش زدن کتابفروشی پنگوئن، ناشر کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی]، در انگلستان زندانى است، آمدند. به آنها گفتم اگر مسأله او را

ساعت هشت صبح به دفترم رفتم. آقاى[حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور] براى کارهاى جارى آمد. خانواده آقای [مهرداد]کوکبى که [به اتهام آتش زدن کتابفروشی پنگوئن، ناشر کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی]، در انگلستان زندانى است، آمدند. به آنها گفتم اگر مسأله او را سیاسى کنند، ممکن است آزادی اش مشکل تر شود و انگلستان بهاى بیشترى بخواهد.

[آقای عیسی کلانتری]، وزیر کشاورزى آمد. گزارش وضع محصولات کشاورزى و منابع طبیعى و مبارزه با آفات را داد؛ از وضع راضى است. [آقای هادی نژادحسینیان،] وزیر صنایع سنگین آمد و سیاست هاى جدید صنایع سنگین را گفت.

آقاى[علی] فلاحیان، [وزیر اطلاعات] آمد. از تضعیف وزارت اطلاعات، در اثر برخوردهاى انتقادى من در بعضى از جلسات دولت، اظهار نگرانى کرد؛ توضیحاتى براى او دادم و مطمئن اش کردم. حمایت و سیاست ها را توضیح دادم و از ایشان خواستم که در خط سیاست دولت عمل کنند و مأموران تندرو را مهار کنند که با سخت گیرى ها، مردم را آزار ندهند و آزادى ها را مخدوش نکنند؛ گفتم عمده انتقاد از دولت هم از همین بابت است و طبعاً من هم با آنها هم نظر مى شوم. درباره دو نفر از افراد آنها که با شکایت منافقین، در آلمان بازداشت شده اند، اظهار نگرانى داشت؛ عصر خبر رسید که آن دو نفر آزاد شده اند.

عصر در جلسه هیأت دولت شرکت کردم.آقاى[عبدالله] نورى[وزیر کشور] گفت درباره جلوگیرى از برخورد و درگیرى [جامعه] روحانیت[مبارز تهران] و [مجمع]روحانیون[مبارز تهران]، در انتخابات مجلس خبرگان[رهبری]، باید کار کرد و راه آن ائتلاف است. شب به خانه آمدم. عفت از مشهد برگشته و از سفرش راضى است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا