خاطرات اکبر هاشمی - ۶ خرداد ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 05:14کد خبر28870

ساعت هشت ونیم صبح به بیت امام رفتم. حال امام مساعد نبود. ضعف شدیدی داشتند و از مثانه خون بیرون می آمد و ادرار بند آمده بود. اطرافی ها نگران بودند. با دکترها صحبت کردم. نگرانی آنها کمتر بود. احتمال می دادند لخته شدن خون در مثانه، این آثار را آورده باشد و

ساعت هشت ونیم صبح به بیت امام رفتم. حال امام مساعد نبود. ضعف شدیدی داشتند و از مثانه خون بیرون می آمد و ادرار بند آمده بود. اطرافی ها نگران بودند. با دکترها صحبت کردم. نگرانی آنها کمتر بود. احتمال می دادند لخته شدن خون در مثانه، این آثار را آورده باشد و برای معاینه مثانه آماده می شدند.

به مجلس رفتم. جمعی از مدیران و کارکنان [وزارت] معادن و فلزات آمده بودند. [آقای محمدرضا آیت اللهی] وزیر گزارشی داد و من هم در خصوص توجه بیشتر به بخش معدن صحبت کردم . [آقای عبدالصاحب طاهری موسوی] نماینده شادگان آمد و از کمبودهای شادگان و ضرورت توجه به ادبای عرب خوزستان گفت.

[آقای مجید قاسمی] رئیس بانک مرکزی آمد. گزارش وضع پولی و ارزی را داد و درباره بازتر کردن دست بخش خصوصی در استفاده از ارز آزاد مذاکره شد. آقای [محمد] فروزنده [فرمانده مهندسی رزمی سپاه] آمد. گزارش مهندسی جنگ را داد و درباره طرح های جدید مهندسی مذاکره شد و برای پذیرفتن ریاست ستاد سپاه مشورت کرد.

ظهر آقای جواد لاریجانی آمد. برنامه کار جدیدش را گفت و پیشنهاد تأسیس بنیاد مشاور برای امور مملکت را داد؛ شبیه بنیاد هریتیج در آمریکا .

از بیت امام اطلاع دادند که با معاینه مثانه امام، روشن شده که عوارض سوء ناشی از لخته شدن خون در مثانه بوده و با شستن خون ها حال امام مساعد شده و نگرانی ها کاملا برطرف شده است. عصر سلمانی برای اصلاح آمد. تا شب کارهای دفترم را انجام دادم.

شب جلسه سران قوا در دفتر من بود. درباره وضع و حال امام و با توجه به خطر در خصوص رهبری آینده و اصلاح قانون اساسی و تهیه برنج برای رفع کمبود و مبارزه با قاچاق مذاکره کردیم. دیر وقت به خانه رسیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا