خاطرات اکبر هاشمی - ۵ خرداد ۱۳۷۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
6 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 23:06کد خبر33196

بعد از نماز و صبحانه و خواندن گزارش ها، براى بازدید از منطقه ویژه اقتصادی ارگ جدید رفتیم. از گمرک تازه تأسیس و نمایشگاه محصولات سه واحد صنعتى بازدیدکردم. بخشى از کارهاى زیربنایى انجام شده و زمین براى واحدهاى صنعتى واگذار شده، ولى رونق نگرفته است. این

بعد از نماز و صبحانه و خواندن گزارش ها، براى بازدید از منطقه ویژه اقتصادی ارگ جدید رفتیم. از گمرک تازه تأسیس و نمایشگاه محصولات سه واحد صنعتى بازدیدکردم. بخشى از کارهاى زیربنایى انجام شده و زمین براى واحدهاى صنعتى واگذار شده، ولى رونق نگرفته است. این منطقه ویژه، براى تولید قطعات خودرو تأسیس شده است.

به کارخانه اتومبیل دوو رفتیم. کارشان مونتاژ است و اخیراً دارند واحد رنگ با شرکت دوو آماده مى کنند. اتومبیل جدیدی که مصرف سوخت کمترى دارد و 800 سى سى است، براى مونتاژ، در دست بررسى دارند. وزارت صنایع محدودشان کرده و اجازه پیش فروش ندارند؛ به مشکل افتاده اند.

به فرودگاه رفتیم و به سوى رفسنجان پروازکردیم. روزنامه ها را در هواپیما خواندم. تظاهرات دانشجویان در پارک لاله، علیه نظارت استصوابی شوراى نگهبان و درگیرى آنها با افراد حزب الله و مجروح شدن حدود 20 نفر و انفجار نارنجک حاوى گاز اشک آور، بحث ها و مشاجرات زیادی برانگیخته و هنوز معلوم نشده گاز اشک آور را چه کسی به کار برده؛ پلیس یا حزب الله و یا طرف ثالث، براى تفرقه بیشتر.

بعد از حوادث دوم خرداد در دانشگاه و حوادث دانشگاه اصفهان، با حضور وزیرکشور، این مورد بر تشنجات اضافه شده و خبر تظاهرات وسیع طلاب قم، در مقابل این حوادث دانشگاه ها، مسأله مهم تری است. رسانه هاى داخلى و خارجى، به آن به عنوان اعتراض به اهانت ها در مراسم دانشگاه تهران در حضور رییس جمهور به مقدسات اسلام و انقلاب، پرداخته اند. ماه محرم، سخنرانى هاى تُند و بیانیه تُندی صادر شده و در حقیقت، اعتراض به رییس جمهور تلقى مى شود؛گرچه خطاب به طرفداران ایشان است. از آقاى خاتمى خواسته اند که از آنها فاصله بگیرد.

در اصفهان هم مراسم تُند بوده. اکثریت چند هزار نفرى حضار، با سوت و کف زدن، شعار به نفع آقاى خاتمى و علیه شوراى نگهبان و قوه قضاییه و حزب الله مى دادند و تعداد کمى در حمایت از آنها و رهبرى و سپس جمعى راهپیمایى کرده اند و به نفع [مهندس مهدی] بازرگان و [دکتر محمد] مصدق هم شعار داده اند.

ساعت ده صبح در فرودگاه رفسنجان فرود آمدیم. مدیران شهر و روحانیت و بستگان استقبال کردند. به سوى راویز، جلگه کوهستانى، به منظور دیدن منطقه که تاکنون ندیده بودم، حرکت کردیم. آقاى [حسین] مرعشى، استاندار سابق [کرمان] که آنجا را خوب می شناسد، توضیح مى داد.

تا آخر جلگه برفدان رودی رفتیم. جهادسازندگی، سد خاکى کوچکى ساخته که سیلاب ها را جمع مى کند و به تدریج مصرف کشاورزى مى شود. جمعى از کشاورزان رودی خواستند که سد را بزرگتر کنیم که سرریز آب مزاحم نشود. در روستاى ارون و لارین، مرکز بخش، توقف کوتاهى کردیم و جواب احساسات مردم را دادم و خواسته هایشان را شنیدم. حدود 30 پارچه آبادی کوچک است.

ظهر در مزرعه شهابیه، بالای مزرعه سادات، میهمان احمدآقا مرعشى بودیم. جمعى از مدیران و استاندار و روحانیون و بستگان هم بودند. بعد از انقلاب، با حفر چاهى و توسعه چشمه اى، آنجا را احداث کرده و ده هکتار باغ انبوه دارد. جای خوب و باصفایی است. در جلسه ای به اختلافات فراوان بین افراد روحانى و مشکلات اقتصادی در رابطه با پسته و آب بها رسیدگى شد.

از آنجا به مزرعه سادات مرعشى رفتیم. توت خوردیم و بازدیدکردیم. اخیراً چند واحد مسکونى ساخته اند؛ قبلاً ساختمان نداشت و زیر درخت ها، کنار آب ساکن مى شدند. به سوى نوق حرکت کردیم. در مسیر، شهر جدیدالتأسیس کشکوییه را دیدیم و در على آباد سادات پیاده شدیم. فاتحه اى بر مزار حاج سیداحمد مرعشی و شهدا خواندیم. مقبره و مسجد خوبى ساخته اند.

به صادق آباد و رضاآباد رفتیم. از خیابان هاى بین باغ هاى پسته عبورکردیم. توسعه زیادی یافته و بار درختان پسته هم زیاد است. از شریف آباد عبورکردیم. مردم جمع بودند و قربانى کردند. به احترام آشیخ محمود سالارى، از ماشین پیاده شدم و سپس به راه ادامه دادیم.

در مسیر، در هنگام عبور از هر یک از روستاها، مواجه با اجتماع روستاییان بودیم که با قربانى و شعار استقبال مى کردند. نفهمیدیم، چگونه مطلع شده بودند؟ چون بدون اطلاع و ناگهانی تصمیم گرفته بودیم، از این راه برویم.

پس از عبور از شاهم آباد و فردوس، به کفه بین نوق و جلگه کشکوییه رسیدیم. راه خاکى و مثل گذشته کم عبور است. خاطرات زیادی از این راه دارم که در ماشین با آشیخ محمد و حسین مرعشى، خاطرات را تازه کردیم؛ منجمله خاطرات اولین سفر به سوى قم، همراه والدین و بستگان با الاغ و نقطه ای که براى ناهار و نماز، در ارتفاعات بدبخت کوه توقف کردیم.

پس از عبور از ارتفاعات، وارد جلگه نوق شدیم. اولین روستا، محمدآباد برخوردار بود که با چند نفر از کارگران احوال پرسى کردم. به رُکن آباد رسیدیم. مردم، استقبال گرمى کردند. سپس به سه قریه رسیدیم. مردم از ورودمان مطلع نبودند. چند نفرى که مطلع شده بودند، در مدخل محل جمع شده بودند. قرار بود آخر شب برسیم.

به منزل همشیره طیبه رفتم. بستگان جمع شدند و احوال پرسى کردیم و نماز مغرب و عشا را خواندم. به منزل پدری هم سرى زدم. آنجا هم جمعى از مردم و بستگان جمع بودند و از مسجد بزرگ که در محل حسینیه اى که قبل از انقلاب، خود من ساخته بودم، در حال احداث است، بازدید کردم. جمعى از مردم اجتماع داشتند. با چند نفر از همبازى هاى دوران کودکى صحبت کردم؛ پیر شده اند.

به سوى رفسنجان حرکت کردیم. ساعت ده شب به رفسنجان رسیدیم. مجتمع فرهنگى، ورزشی و خدماتی رفسنجان که با پیشنهاد دانشگاه های شهر، به اسم خود من ساخته مى شود را دیدیم؛ وسیع و مدرن و جالب است. محسن مى سازد. حدود 10 هزار مترمربع ساختمان مرکز اسناد، کتابخانه و موزه ریاست جمهوری، با پارک وسیعى و دریاچه ای و 11 هزار مترمربع برج تجاری و اداری و 5 هزار مترمربع استخر ورزشی و استادیوم که از درآمد آنها هزینه احداث و اداره موزه و مجتمع تأمین مى شود. همراهان تعجب و تحسین کردند

سپس در بیمارستان على بن ابی طالب (ع)، به عیادت عموزاده احمدآقا رفتیم. چند نقطه بدنش در اثر تصادف شکسته شده؛ حال شان رو به بهبود است.گفتم به بیماران هدیه ای داده شود. به منزل آشیخ محمد هاشمیان رفتیم. جمع زیادی از مردم و شخصیت ها و بستگان جمع بودند. پس از احوال پرسى با خانم هاى قوم و خویش و استماع شعرى که اقدس خانم، اُخت الزوجه [= خواهرهمسرم] به مناسبت ورود من سروده بود، شام را با مردان میهمان صرف کردیم.

ضمن شام، آقاى کشمیرى خبر داد که در جلسه امروز کنگره شهداى کرمان، آقایان [محمدحسن] رحیمیان و [محمدعلی] موحدی کرمانى، صحبت هاى تندی علیه [آقایان عطاءالله مهاجرانی و عبدالله نوری]، وزراى ارشاد و کشورکرده اند. از من خواست که مدرسه علمیه معصومیه کرمانى ها در قم را براى برنامه هاى خوب زیرنظر بگیرم.

آقاى [محمود] رستگارى که براى منبر به رفسنجان آمده، از من خواست که درس تفسیرى در تهران شروع کنم. دیروقت، با خستگى خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا