خاطرات اکبر هاشمی - ۳ خرداد ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 14:20کد خبر29242

بعد از نمازصبح، تا ساعت هشت کار کردم. سپس به ورزشگاه شهید شیرودى رفتم و براى نظامی ها به مناسبت روز رزمندگان - فتح خرمشهر - سخنرانى کردم . به دفترم برگشتم. دانشجویان اعضاى انجمن هاى اسلامى سراسر کشور آمدند. درباره سیاست سازندگى کشور، برای شان مفصل حرف زدم و

بعد از نمازصبح، تا ساعت هشت کار کردم. سپس به ورزشگاه شهید شیرودى رفتم و براى نظامی ها به مناسبت روز رزمندگان - فتح خرمشهر - سخنرانى کردم . به دفترم برگشتم. دانشجویان اعضاى انجمن هاى اسلامى سراسر کشور آمدند. درباره سیاست سازندگى کشور، برای شان مفصل حرف زدم و تندروى ها و افراط ها را محکوم کردم .

ملاقاتى با مدیران آستان قدس رضوى داشتم. گزارش وضع دادند و استمداد کردند؛ وعدة کمک ارزى دادم . با [آقای ابوحسن عمر]، وزیر خارجه مالزى و [آقای بی وت]، وزیرانرژی کنیا جداگانه ملاقات داشتم. کنیایی ها، پیام رییس جمهورشان را دربارة گروگان ها آوردند و گفتند از [سمیر]جعجع،[رهبر حزب نیروهای لبنانی؛ فالانژیست ها] شنیده اند که گروگان هاى ایرانى زنده اند و اجازه خواستند که گروگان ها[ی غربی] با اسراى شیعه[=زندانیان لبنانی] در اسرائیل، در کنیا مبادله شوند؛ پذیرفتم .

آقاى محسن رضایى آمد. براى رفع مشکلات سپاه و کمک به موافقت رهبرى با کناره گیری اش استمداد کرد؛ تشویق کردم که بماند. آقاى مسیح مهاجرى،[مشاور اجتماعی رییس جمهور] آمد؛ عازم سفر به غرب است و تذکراتى داشت.

عصر مدیران بانک مرکزى آمدند. گزارش وضع اقتصادى و صحّت تصمیمات اقتصادى و سیاست هاى ارزى را گفتند. خبر دادم که با اجازه رهبرى، پانصد میلیون دلار به قیمت آزاد باید فروش برود و ریال آن، به مصرف نهضت سواد آموزى و موارد ضرورى دیگر برسد و در جهت پایین آوردن قیمت ارز آزاد صرف شود.

شب به خانه آمدم. فائزه هم براى پذیرایى آمد. عفت تلفنى از مشهد صحبت کرد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا