ساعت نه برای ملاقات امام به بیمارستان رفتم. ایشان را زیارت کردم. رو به بهبودی می روند. چند کلمه ای صحبت کردیم. گفتند کمی درد دارند. دکترها ابراز رضایت می کردند. به احمدآقا گفتم گوشه هایی از صحنه های عمل جراحی پخش شود. به ورزشگاه شهید شیرودی رفتم. در
ساعت نه برای ملاقات امام به بیمارستان رفتم. ایشان را زیارت کردم. رو به بهبودی می روند. چند کلمه ای صحبت کردیم. گفتند کمی درد دارند. دکترها ابراز رضایت می کردند. به احمدآقا گفتم گوشه هایی از صحنه های عمل جراحی پخش شود.
به ورزشگاه شهید شیرودی رفتم. در مراسم روز آزادی خرمشهر، برای نیروهای مسلح که اجتماع کرده بودند صحبت کردم و مصاحبه کوتاهی با برنامه مستقیم رادیو نمودم. به مجلس رفتم و تا عصر مطالعه کردم و کارها را انجام دادم. عصر شورای بازنگری [قانون اساسی] جلسه داشت. کلیات تعداد نمایندگان تصویب شد و بحث تمرکز قوه مجریه مطرح شد. بحث های جدی درگرفت و ناتمام ماند.
سرشب آقای عبدالله نوری [نماینده امام در سپاه پاسداران] آمد. درباره خریدهای نظامی و حسابرسی از آنها مذاکره شده. ساعت نه و نیم شب به خانه آمدم. تنها شام خوردم و خاطرات را نوشتم و فیلم فتح خرمشهر [= بلمی به سوی ساحل] را دیدم .







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام