اول وقت خواستم با دفتر امام تماس بگیرم که وقت عمل جراحی را بدانم، میّسر نشد. به جلسه علنی رفتم. قبل از جلسه نظرم را در خصوص موافقت با ادغام وزارتخانه های دفاع و سپاه به نمایندگان گفتم. جلسه را افتتاح کردم و به آقای [مهدی] کروبی [نایب رئیس مجلس] سپردم. به
اول وقت خواستم با دفتر امام تماس بگیرم که وقت عمل جراحی را بدانم، میّسر نشد. به جلسه علنی رفتم. قبل از جلسه نظرم را در خصوص موافقت با ادغام وزارتخانه های دفاع و سپاه به نمایندگان گفتم. جلسه را افتتاح کردم و به آقای [مهدی] کروبی [نایب رئیس مجلس] سپردم.
به سوی بیت امام حرکت کردم. ساعت هشت وسی و پنج دقیقه به بیمارستان مجاور بیت رسیدم. آقای خامنه ای قبل از من رسیده بودند. امام را بیهوش کرده بودند. روی تخت عمل بودند. از تلویزیون مداربسته، جریان عمل را مشاهده می کردیم. بیش از دو ساعت طول کشید. ضمن عمل جراحی خبر از رضایت پزشکان می رسید.
خانواده امام هم بودند. صبر آنها از من بیشتر بود. آرامش بر آنها حاکم بود. آقای موسوی اردبیلی هم آمدند. امام را به اتاق دیگری منتقل کردند. از پزشکان، مخصوصاً دکتر [ایرج] فاضل تشکر کردیم. سران سه قوه، احمدآقا، دکتر عارفی، دکتر فاضل، دکتر کلانتر معتمد و طباطبائی جلسه ای داشتیم. نظر این شد که عمل جراحی را اعلام کنیم ، دکترها هم توضیح بدهند . به منزل آمدم. آنها هم از اجتماع دکترها و ماها در بیت امام چیزی فهمیده بودند.
به مجلس رفتم. کارهای دفترم را انجام دادم. عصر شورای بازنگری [قانون اساسی] جلسه داشت. اسم مجلس شورای اسلامی به جای مجلس شورای ملی تصویب شد و بحث تعداد نمایندگان ناتمام ماند. آیت الله خامنه ای خبر دادند که جلسه ظهر با جمعی از اعضای شورا موفقیت آمیز بوده و اتفاق نظر بر کیفیت تمرکز در قوه اجراییه بوده است.
قرار شد فردا جلسه ای به عنوان شکرگزاری رفع خطر از امام اعلام کنند . تا ساعت نه شب در دفترم کار کردم و به خانه آمدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام