خاطرات اکبر هاشمی - ۱ خرداد ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 14:20کد خبر29239

صبحانه را با حاجيه والده و همشيره‌ها- فاطمه و صديقه- صرف كردم. به ياسر و مهدى گفتم آنها را برسانند و به دفترم رفتم. در گزارش‌ها، وحدت دو يمن شمالى و جنوبى و تلاش براى تشكيل[كنفرانس]سران عرب در بغداد كه با مخالفت سوريه مواجه است، جلب توجه مى‌كند. آقاى

صبحانه را با حاجيه والده و همشيره‌ها- فاطمه و صديقه- صرف كردم. به ياسر و مهدى گفتم آنها را برسانند و به دفترم رفتم. در گزارش‌ها، وحدت دو يمن شمالى و جنوبى  و تلاش براى تشكيل[كنفرانس]سران عرب در بغداد كه با مخالفت سوريه مواجه است، جلب توجه مى‌كند.

آقاى [حميد]ميرزاده، [معاون اجرايي رييس جمهور]، براى امور بازسازى و جارى آمد و از عدم همكارى بانك‌ها و وزرا با ايشان گله‌داشت. هيأت‌هاى هفت نفره  واگذارى زمين آمدند و گزارش كار دادند. صحبت كردم  و تشويق‌شان نمودم. اسناد زمين به جمعى از كشاورزان اهدا شد.

آقاى[محمدعلي] صدوقى، [نماينده ولي فقيه و امام جمعه يزد] براى مسايل يزد آمد و از روندكار مجلس ابراز نگراني كرد و  از فعال كردن كارخانه‌ها و تصويب انتقال آب از اصفهان به يزد تشكر نمود. عصر شوراى انقلاب فرهنگى جلسه داشت. بيشتر وقت را اختلاف نمايندگان رهبرى در دانشگاه‌ها با دفتر تحكيم وحدت و جهاد دانشگاهى گرفت. قرار شد با تنظيم اساسنامه‌هاى اينها، جلوى تداخل وظايف گرفته شود.

شب مجمع تشخيص مصلحت جلسه داشت. تا ماده 61 قانون كار اصلاح شد؛ خوب پيش مى‌رود. خيلى خسته بودم. شب در دفترم ماندم. ياسر هم آمد. عفت از مشهد تلفن كرد؛ از وضع سفرش راضى است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا