صبح زود، بعد از نماز، مقدارى درباره مشکلاتى که اختلافات خطوط و جریان ها براى انقلاب و وحدت دارد پیش مى آورد، فکر کردم و در ذهنم راه حل هایى ترسیم کردم و یادداشت نمودم که بعداً از طرق مختلف اقدام کنم و سپس دو سه روز خاطرات عقب مانده را نوشتم. کتابخانه ام
صبح زود، بعد از نماز، مقدارى درباره مشکلاتى که اختلافات خطوط و جریان ها براى انقلاب و وحدت دارد پیش مى آورد، فکر کردم و در ذهنم راه حل هایى ترسیم کردم و یادداشت نمودم که بعداً از طرق مختلف اقدام کنم و سپس دو سه روز خاطرات عقب مانده را نوشتم. کتابخانه ام را که مقدارى به هم ریخته بود، نظم دادم. نمازجمعه را [آیت الله] آقاى خامنه اى اقامه کردند.
پیش از ظهر از طرف وزارت امورخارجه، تلفنى اطلاع دادند که شوروى یک قدم عقب نشسته است. دیروز در مسکو به سفارت ما ابلاغ کرده بودند که سه نفر از اعضاى سفارت مان به عنوان عناصر نامطلوب، شوروى را ترک کنند. در تهران، وزارت خارجه دیروز سفیر شوروى را احضار کرده و به آنها گفته ما هم افراد نامطلوب در سفارت شما را مى شناسیم و اگر شما اصرار دارید، ما هم متقابلاً آنها را اخراج مى کنیم. سفیر یک روز مهلت خواسته و امروز اطلاع داده اند که آنها اعلان نمى کنند. به وزارت خارجه گفتم، شما هم بگویید ما هم اخراج مى کنیم و اعلان نمى کنیم.
دیشب محمد اخوى گفت از وزارت خارجه خواسته اند که علیه شوروى مطلبى بگذاریم. من مخالفت کردم؛ گفتم صبر کنند، ما مشورت کنیم و امروز دکتر ولایتى گفت، بدون اطلاع او بوده. عصر آقاى [عبدالمجید] معادیخواه آمد و راجع به مسافرت به لندن و احتمالاً اقامت در آنجا صحبت کرد؛ گفتم به عنوان سفر برود. سپس احمدآقا آمد و راجع به مسایل اصفهان و حزب جمهورى اسلامى و مخالفت هایى که با آن مى شود و چند مسأله دیگر صحبت کردیم. شب حاجیه والده به منزل ما آمدند؛ کسالت دارند. دکتر برایشان احضار کردیم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام