خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اردیبهشت ۱۳۷۸
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 08:36کد خبر26482

تا ساعت نه صبح با مطالعه و نوشتن در خانه کار کردم. ساعت نه و ربع به مجلس رسیدم. نماینده، فرماندار و امام جمعه رودبار آمدند و از وضع شهر گزارشى دادند. توطئه کمونیست هاى آنجا را که زیادند و مرتبط با جنگل هستند، گفتند و امام جمعه از دفتر حزب جمهورى

تا ساعت نه صبح با مطالعه و نوشتن در خانه کار کردم. ساعت نه و ربع به مجلس رسیدم. نماینده، فرماندار و امام جمعه رودبار آمدند و از وضع شهر گزارشى دادند. توطئه کمونیست هاى آنجا را که زیادند و مرتبط با جنگل هستند، گفتند و امام جمعه از دفتر حزب جمهورى اسلامى آنجا گله داشت. گروهى از مدیران کاروان هاى حج آمدند. از دولتى شدن کارهاى حج انتقاد داشتند و نظرشان این بود که قلمروی مسئولیت مدیران کاروان ها را بیشتر کنند. حرف شان را به آقاى [ابوالفضل] توکلى[بینا] مسئول [سازمان] حج منتقل کردم. براى سالگرد مجلس، مصاحبه تلویزیونى مفصلى کردم و آثار و خدمات مجلس را گفتم.  آقاى [سیدحسن] بهشتى نژاد نماینده اصفهان آمد و از وضع بد اختلافات اصفهان و از نواقص کار نمایندگان مجلس گفت.

عصر، چهار ساعت جلسه هیأت رییسه داشتیم. مقدارى از وقت را مشکل قانون جدید اضافه کردن حقوق کارکنان مجلس گرفت و قرار شد اصلاحیه اى بگذرانند. شب در مجلس ماندم. آخر شب آقاى [احمد] جنتى [عضو شوراى نگهبان] آمدند و گزارش ملاقات شوراى نگهبان با امام را دادند؛ بیشتر هدف شان گله از تحقیر و تضعیف شوراى نگهبان در رسانه ها بود. پیشنهاداتى درباره آینده شوراى نگهبان و افراد جدیدى که باید گزینش شوند، داشت. دیروقت خوابیدم. طوفان شدیدى جریان داشت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا