تا ساعت هفت و نیم کار کردم. احکام جدید کارکنان مجلس را که بر اساس قانون جدید تنظیم کرده اند، رسیدگى کردم. حقوق بعضى ها زیاد به نظر مى رسد. گفتم مجدداً رسیدگى کنند که کار بى حسابى انجام نشود. جلسه علنى را آغاز کردم و به آقاى یزدى سپردم. به دفترم آمدم.
تا ساعت هفت و نیم کار کردم. احکام جدید کارکنان مجلس را که بر اساس قانون جدید تنظیم کرده اند، رسیدگى کردم. حقوق بعضى ها زیاد به نظر مى رسد. گفتم مجدداً رسیدگى کنند که کار بى حسابى انجام نشود. جلسه علنى را آغاز کردم و به آقاى یزدى سپردم. به دفترم آمدم. خسته و افسرده بودم.
آقاى نخست وزیر تلفن کرد و از وزارت بازرگانى در خصوص توزیع گندم گله داشت. از آقاى عسکراولادى پرسیدم؛ ایشان مى گوید، بهانه گیرى است. اشکالى در کار نیست. آقاى [محمد] سلیمى وزیر دفاع آمد و از مجمع عمومى داشتن صنایع نظامى گله داشت و براى تقویت مدیریت، کمک مى خواست. نخست وزیر موافق انحلال مجمع عمومى نیست.
دو نفر از شنود اطلاعات سپاه آمدند؛ براى تقویت کار شنود با بى سیم، فرستنده اى از صداوسیما مى خواستند. گزارشى از کارشان دادند.
آقاى ظهیرنژاد [رییس ستاد مشترک ارتش] و گروهى از مردم اردبیل آمدند و خواهان استان شدن اردبیل بودند. قرار شد تعقیب شود. [محمد فرض پور] نماینده آستارا آمد و از بالا آمدن آب دریاى خزر و تهدید شهر آستارا نگران بود. قرار شد، براى شهر فکرى شود. آقاى توکلى از کرمان آمد و شکایت از خودسرى هاى استاندار و باندبازى جامعه دانشگاهیان کرمان داشت؛ اختلاف خطى دارند. عصر مسئولان سپاه اصفهان آمدند؛ از دوستان آقاى طاهرى و اطرافیان آقاى منتظرى شکایت داشتند و اعلام خطر مى کردند. در جلسه حزب اللهى هاى مجلس شرکت کردم و از انتقادهاى تند نمایندگان به قوه مجریه انتقاد نمودم. با [محمدبن احمد عبدالغنى] نخست وزیر الجزایر و هیأت همراهش که به ایران آمده اند، ملاقات طولانى داشتم. صحبت ها ابتدا کلى بود، در جلسه خصوصى نیز جنگ مطرح شد. او کمتر حرف مى زد و مى خواست از ما مطلب بفهمد؛ انتظار داشت در شرایط صلح تخفیف قایل شویم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام