خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اردیبهشت ۱۳۷۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 22:37کد خبر33182

آقاى بهروز آمد. گفت مشغول نوشتن بیوگرافى من است و نیاز به مصاحبه هاى طولانى با من دارد. نیم ساعتى در مورد چگونگى پیدا شدن فکر رفتن به قم و چگونگى وارد شدن به فضاى سیاسى و توجه و اعتماد ویژه و عمیق امام به من و موارد دیگر مصاحبه کرد. به خاطر کوه

آقاى بهروز آمد. گفت مشغول نوشتن بیوگرافى من است و نیاز به مصاحبه هاى طولانى با من دارد. نیم ساعتى در مورد چگونگى پیدا شدن فکر رفتن به قم و چگونگى وارد شدن به فضاى سیاسى و توجه و اعتماد ویژه و عمیق امام به من و موارد دیگر مصاحبه کرد. به خاطر کوه نوردی طولانىِ امروز صبح، هنوزکمى خسته بودم.

آقاى [علی] اکبر مالک آمد. از فرهنگیان قدیمى است و 87 سال سن دارد. شاعر است. شعرى که دربارة خدمات من سروده بود، آورد و گفت، مدرسه اى تحت مدیریت او بگذاریم. از روحیه پیر مرد 87 ساله که یک پایش هم اخیراً شکسته، تعجب کردم. چندکتاب از اشعارش را آورده بود. از کتاب هایم به او هدیه دادم.

آقاى دکتر [محمدرضا] مخبر[دزفولی، از شورای عالی انقلاب فرهنگی] آمد. گزارشى از عملکرد شوراى عالى انقلاب فرهنگى و مصوبه آن دربارة اینترنت داد که براساس همان سیاست هاى اعلان شده دولت سازندگی است. براى فعالیت در دبیرخانه مجمع [تشخیص مصلحت نظام] مشورت کرد.

آقایان [حبیب الله] عسکراولادی، [اسدالله] بادامچیان و [ابوالفضل] توکلى بینا آمدند. از عدم حمایت من از جناح شان گله داشتند و سوابق ارادت و دوستى خودشان با من را گفتند. به آنها گفتم، رفتار خودتان این وضع را در جامعه ایجادکرده است. از عدم توجه افکار عمومى به آنها نگران اند.گفتم، بدتبلیغ کردن خودتان، عامل است. از من خواستند، براى رفع این وضع و فعال شدن روحانیت و ... کمک کنم.

عصر اعضاى شوراى مرکزى دفتر تحکیم وحدت آمدند. ازکارهاى مهم براى عمران و سازندگى و نیز اداره مناسب انتخابات مجلس و ریاست جمهورى قدردانى کردند و موارد زیادی از مشکلات دولت جدید را شمردند؛ از جمله وضع بد اقتصادی، رکود و بیکارى و عدم تحویل نیروى انتظامى به وزارت کشور، مخالفت فرمانده سپاه با سیاست دولت و حمایت بعضى از بزرگان از او، مثل رییس دفتر رهبرى و آقاى [حسین] مظاهرى [رییس حوزه علمیه] در اصفهان و محسن رضایى و... دخالت شوراى نگهبان در انتخابات، با حذف نامزدها و نگرانى از انتخابات [مجلس]خبرگان و رفتار بد با شهردار تهران و مدیران کشور و فشارهاى جناح راست بر دولت و مشکلات قوه قضاییه و از من خواستندکه مثل گذشته که مشکلات و بحران هاى کشور را رفع مى کرده ام، براى رفع این مشکلات کمک کنم. تقاضاى ملاقات هاى منظم و حضور در دانشگاه ها را داشتند. از اظهارات امروز رهبرى در پاسخ به سئوالات دانشجویان دانشگاه تهران که گفته اند در انتخابات خبرگان، مثل انتخابات مجلس، نباید انتقاد شود، نگران بودند و گفتند، دانشجویان را براى مخالفت، بسیج مى کنیم.

به دفتر تحکیم و گروه مؤتلفه گفتم که من تصمیم دارم کنار بمانم، براى اینکه نظام روى پاى خود باشد و وابسته به من نباشد، ولى به طور غیررسمى، هرجا بتوانم، براى رفع مشکلات کمک مى کنم. فائزه، [نماینده تهران] آمد و براى روزنامه زن مشورت کرد.

آقایان [مسعود] روغنى زنجانى، [مرتضی] الویرى و [رضا] امراللهى آمدند. مشکلات سیاسى و اقتصادی کشور و بى نظمی دولت و رییس جمهور را گفتند و اینکه نفوذ رهبرى در جامعه کم شده است. آقاى زنجانى گفت، در مدرسه دخترانه اى که دخترش مى رود، تعدادی قرآن به عنوان هدیه حکومتی آورده اند و دانش آموزان نگرفته اند. آقاى الویرى گفت، در یک اجتماع دانشجویى، یک نفر پشت تریبون، صریحاً گفته که مشکلات از بالای نظام است و چاره اى نمى توانیم بکنیم. از من خواستند، در هر دو جهت اقدام کنم و گفتند، غیر از تو،کسى نمی تواند این مشکلات را حل کند. سیاست خود را گفتم؛ قانع نشدند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا