خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ خرداد ۱۳۷۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 23:24کد خبر33219

به خاطر دیرخوابیدن دیشب، بعد از نماز صبح خوابیدم. خواب دیدم که به زیارت عتبات عالیات در عراق رفته ایم و مرقد مطهر حضرت على (ع) و امام حسین (ع) را در یک جا زیارت کردیم، در حالى که باران شدیدی مى بارید. آقایان خامنه اى و خاتمى هم بودند و بى نظمی هایى هم بود.

به خاطر دیرخوابیدن دیشب، بعد از نماز صبح خوابیدم. خواب دیدم که به زیارت عتبات عالیات در عراق رفته ایم و مرقد مطهر حضرت على (ع) و امام حسین (ع) را در یک جا زیارت کردیم، در حالى که باران شدیدی مى بارید. آقایان خامنه اى و خاتمى هم بودند و بى نظمی هایى هم بود.

یاسر و مریم و لیلی آمدند. یاسر گزارش سفر به عربستان را داد. براى دیدن مزرعه گیاه دانه هاى روغنى سالیکورنیا – هالوفیت [= شورپسند]- همراه کارشناسان کشاورزى رفته بود. مزرعه کوچکى در منطقه جبیل را دیده اند که بد نبوده، در حدود یک هکتار، ولى مزرعه بزرگ شان را که 350 هکتار است ندیده اند. آنها گفته اند که ناموفق بوده و برچیده شده. جمع بندی شان این است که هنوز مشکلات دارد. اولاً با آب دریا، زمین ها شور و نمکین و غیرقابل استفاده مى شود و ثانیاً گیاه هنوز اهلى نشده و براى جمع آورى، مشکل دارند. ثالثاً هنوز اقتصادی نیست؛ با اینکه حدود 40 میلیون دلار خرج کرده اند، ولى وضع کلى کشاورزى شان پیشرفت خوبى نداشته است.

مقدارى هم با لیلی [دختر یاسر] بازى کردیم که با آب حوض سرگرم بود. در گزارش ها، وضع قیمت نفت بد است؛ به کمتر از بشکه اى نُه دلار رسیده و براى ما مشکل زاست.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا