بعد از نمازصبح و گرفتن اخبار روز كه مهمترين آن، رشد تشنج در روابط شوروي و ليتوانى و نتيجتاًً در روابط غرب با شرق است ، به فرودگاه جزيره رفتيم و با [هواپيماي]شاهين به سوى بندرچابهار [در استان سيستان و بلوچستان] حركت كرديم. جمعى از خانمهاى همراه هم آمدند.
بعد از نمازصبح و گرفتن اخبار روز كه مهمترين آن، رشد تشنج در روابط شوروي و ليتوانى و نتيجتاًً در روابط غرب با شرق است ، به فرودگاه جزيره رفتيم و با [هواپيماي]شاهين به سوى بندرچابهار [در استان سيستان و بلوچستان] حركت كرديم. جمعى از خانمهاى همراه هم آمدند. در پايگاه هوايي نهاجا[= نيروي هوايي ارتش]، استقبال رسمى به عمل آمد. خانم ها در پايگاه ماندند و ما با چند فروند هلیكوپتر به سوى روستاي « اوُرکن » در منطقه دشتبرى پرواز كرديم.
در اين منطقه، سيل اخير خرابى زيادي به بار آورده است. بيشتر تأسيسات زيربنايى و كشاورزى، سُنتى و عقبافتاده است. مردم اغلب بي سواد هستند و برق و آب و مدرسه و بهداشت و راه درستى هم ندارند.
با اينكه وضع زمين و هوا خيلى خوب است و آب كافى هم دارند، ولى فقيرند. مىگفتند محصول يونجه در آنجا، حدود 20 چين در سال مىدهد. از مزرعه موزدارى بازديد كردم؛ بار خوبى داشت. مركبات و نخل هم خوب مىشود؛ عجيب است كه مردم اين همه فقير هستند. به منزل يكى از روستايىها رفتم؛ فقط يك اتاق داشت و نُه نفر اعضاى خانواده در آن اتاق زندگى مىكردند. پيشنماز محل، سخنگويشان بود.
از آنجا به محل سد در حال احداث پيشين رفتيم. ساخت سد، پيش از انقلاب شروع شده، اما هنوز تمام نشده است. احداث اين سد، مىتواند در عمران منطقه خيلى مؤثر باشد. ظرفيت حدود 200 ميليون متر مكعب آب دارد كه آب فصلى است و حدود 10 هزار هكتار زمين را مشروب خواهد كرد. اگر كاميونهاى مورد نياز به زودى برسد، سالآينده تمام مىشود؛ قول حمايت دادم.
سپس به روستاى «گرم بيد» رفتيم. مردم وضعى شبيه روستاى قبلى داشتند؛ با اين تفاوت كه اينجا بهتر شعار دادند. در روستای اوُرکن، شعارى ندادند.
ساعت دو و نيم بعد از ظهر، با يك ساعت تاخير در برنامه، به پايگاه برگشتيم. بعد از ناهار و نماز و استراحت كوتاه، به بازديد اسكلة در حال احداث «ايرانبندر» نيروى دريايى رفتيم . سپس به سوي شهر چابهار پرواز كرديم و به ايراد سخنرانى در اجتماع مردم شهر در هنرستان فاروق اعظم پرداختم ؛ اجتماع مردم خيلى پرشور نبود، بد هم نبود. [آقاي عبدالرحمان ملازهي]، امام جمعه اهلسنت[چابهار]، مىخواست خيرمقدم بگويد كه [آقاي محمود حجتي]، استاندار[سيستان و بلوچستان]، به خاطر رقابت بين شيعه و سُنى، پيشدستى كرد!
از محل اسكله شهيد كلانترى و از جريان نوبهكارى تخلية كشتىها با كارگران باربر افغانى بازديد كرديم؛ مىگفتند روزانه پانصدتومان درآمد دارند كه بيش از دوبرابر مزد كارگران كشاورزى منطقه است؛ بناست آنجا بندرآزاد شود.
سپس با ماشين، با تأخير به پايگاه برگشتيم. در جمع پرسنل پايگاه[هوایی کُنارک] سخنرانى كردم . شام خورديم و سپس به جلسه مسئولان استان[سيستان و بلوچستان] رفتيم. [آقای محمود حجتی]، استاندار گزارشى داد و استعدادها و نيازها را گفت و من صحبت كردم . روى استحصال آب و زهكشى اراضى زابل و بستن سريعتر چهار سدّ در جنوب و جبران عقب ماندگى در رفاهيات و تأمينآب تأكيد كردم و قول حمايت دادم. اخبار شبكة دو تلويزيون را گرفتم و خسته خوابيدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام