خاطرات اکبر هاشمی - ۳ فروردین ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 17:45کد خبر29172

ساعت پنج و نیم صبح بیدار شدم. اخبار بخش فارسى رادیو صدای آمریکا( ) و انگلیس() را گرفتم. مسالة مهم دنیا، روس ها و مسایل لیتوانى است. کمى در ساحل دریا قدم زدم. صبحانه خوردم. [خانم خدیجه ثقفی]، همسرِ امام و همراهان زن آمدند؛ احوالپرسى کردم. براى

ساعت پنج و نیم صبح بیدار شدم. اخبار بخش فارسى رادیو صدای آمریکا( ) و انگلیس() را گرفتم. مسالة مهم دنیا، روس ها و مسایل لیتوانى است. کمى در ساحل دریا قدم زدم. صبحانه خوردم. [خانم خدیجه ثقفی]، همسرِ امام و همراهان زن آمدند؛ احوالپرسى کردم. براى پیاده روى به ساحل اطراف جزیره رفتم و چند کیلومتر راه پیمودم و از شرکت هاى ساختمانى که مشغول ساخت مراکز تجارى و مسکونى هستند، بازدید کردم؛ پیشروى خوب است، اما اغلب مشکلِ حمل و نقل دارند.

سپس با ماشین، اطراف جزیره و قسمت هاى داخلى را گشتیم. کشتی به گِل نشستة یونانى را دیدیم که از بیست و پنج سال پیش مانده و در حال پوسیدن است . گفتم یا کشتی را اوراق کنند و یا به صورت یک محل توریستى و یا به عنوان رستوران استفاده شود. ناهار را با دکتر روحانى و محسن خوردیم. محسن[هاشمی، رییس دفتر بازرسی ویژه رییس جمهور ]، ایراداتى به سبک مدیریت کیش و مبهم بودن معیارها و مقررات داشت.

عصر آقاى[حمید] میرزاده آمد. همراه مسئولان جزیره به ساحل رفتیم و از خرابه هاى شهر در زمان اشغال پرتغالى ها دیدار کردیم. گفتم از زیر خرابه ها آثارى پیدا کنند و موزه اى براى گردشگران ایجاد نمایند. دربارة سیاست تجارى و ساختمانى و موضوع قیمت ها و نحوه تأمین مصالح ساختمانى براى عمران جزیره بحث شد؛ حدود هشتاد میلیارد تومان طرح در دست ساخت دارند که باید تأمین مصالح شود. قرار شد حتى الامکان از خارج بیاورند که بارى بر دوش کشور نباشد؛ چون مصالح براى اجرای برنامه اول توسعه، کم داریم. به امید روزى که تولیدات، بتواند مصرف داخلى را تأمین کند و صادر هم بشود. شاید این آرزو در پایان برنامه پنجساله اول تحقق یابد.

از طرح مروارید دیدن کردم. چاهى زده اند که در بیست مترى به آب شیرین رسیده است. یکى از شرکای شرکت کیش مهر آمد و توضیحى دربارة پروژه بزرگ تجارى - مسکونى خود داد؛ بناست مبلغ بیست میلیارد تومان، ظرف دو سال و نیم هزینه کنند. او مى خواست مطمئن شود که سیاست تضعیف موقعیت جزیره کیش، با راه اندازى بنادر دیگر نداشته باشیم. شام را با پاسداران خوردیم.

فهیمه خانم،[دختر امام و رییس جمعیت زنان جمهوری اسلامی]، براى تشکّل «جمعیت زنان» کمک دولتی مى خواست؛ گفتم اگر بخواهد به صورت یک حزب عمل کند و طرفدار یک جناح سیاسى باشد، نمى توانیم کمک از دولت بکنیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا