گزارش ها را بعد از نماز صبح خواندم. بعد از استحمام و صرف صبحانه، به سوى الشتر پرواز کردیم. از بالای دشت وسیع و سرسبز الشتر، روستاهاى کوچک و متفرق در سراسر دشت و کوه هاى پُر برف اطراف دشت و آب هاى جارى جلب توجه مى کرد. در شمال الشتر،کنار سد جدید انحرافى
گزارش ها را بعد از نماز صبح خواندم. بعد از استحمام و صرف صبحانه، به سوى الشتر پرواز کردیم. از بالای دشت وسیع و سرسبز الشتر، روستاهاى کوچک و متفرق در سراسر دشت و کوه هاى پُر برف اطراف دشت و آب هاى جارى جلب توجه مى کرد. در شمال الشتر،کنار سد جدید انحرافى کهمان فرود آمدیم.
[آقای بیژن نامدار زنگنه]، وزیر نیرو و مدیران مربوطه آمده بودند. توضیحات دربارة سد دادند. این سد، براى تنظیم حدود هفت متر مکعب آب در ثانیه براى چهار هزار و پانصد هکتار زمین کشاورزی، روى رودخانه کهمان با هزینه حدود صد میلیون تومان ساخته شده است؛ براى شبکه کانال ها هم حدود ششصد میلیون تومان باید هزینه شود.
دربارة رودخانه ها و آب هاى استان و هم حوزه آبریز کرخه و هم دز توضیح دادند و اینکه محل احداث چندین سد براى برق آبى و تنظیم آب مشخص شده براى حدود دو هزار مگاوات برق و در برنامه دوم هم دو سه سد گنجانده شده است.
مردم الشتر از روستاها و شهر، در آن هواى بسیار سرد و در ارتفاعات در کنار سد زن و مرد، اجتماع عظیمى کرده بودند. بسیار تعجب داشت که صبح به این زودی چگونه خود را رسانده بودند. احساسات شدیدی ابراز کردند. امام جمعه و نماینده خیر مقدم گفتند و خواسته ها را مطرح کردند. من هم خیلى تشویقشان کردم و با خواسته ها منجمله با شهرستان شدن الشترکه از پیش وزارت کشور آماده کرده بود، موافقت نمودم.
به سوى شهرستان نورآباد، مرکز دلفان پرواز کردیم. در آنجا هم اجتماع مردم بهت انگیز بود. بعد از قرائت قرآن و اجرای سرود و شعارهاى مردم، شاعرى که دبیر دبیرستان ها است، شعرى در مدح من خواند که خیلى اغراق آمیز بود. امام جمعه و نماینده خیرمقدم گفتند و نماینده شهر برخواسته ها تأکید کرد و انتقاد از اینکه چرا رسانه ها براى من عنوان «آیت الله» نمى گویند. من هم دربارة سیاست محرومیتزدایی نظام و ستایش از مردم استوار منطقه، سخنرانى نمودم.
به سوى بروجرد پرواز کردیم. همچنان از بالاى کوههای پُر برف و دشتهای سرسبز و جنگل ها گذشتیم و در محل آموزشکده کشاورزى فرود آمدیم. با ماشین ها به سوى بروجرد رفتیم. در راه در خیابان هاى بروجرد، استقبال مردم بسیار وسیع، دوستانه و پُرشور بود. بارها ماشین ها، در اثر فشار جمعیت کاملاً متوقف شدند. با تأخیر به ورزشگاه محل سخنرانى رسیدیم. عجیب است که با آن همه جمعیت در خیابان ها، ورزشگاه هم مملو از جمعیت بود.
سرود خوبى خواندند و شعارهاى زیادی دادند. بعد از صحبت امام جمعه و نماینده در مورد خواسته هاى شهر و ستایش از من به صورت اغراق آمیز، صحبت هاى دلگرم کننده نمودم و از مرحوم آیت الله بروجردی تجلیل کردم. استقبال و شعارها به گونه اى بود، که انگار مى خواستند از ننگ کار سوءقصد «کورش نیک اختر» به من که بروجردی است، تبری جویند؛ شعار مرگ بر منافق زیاد بود. امام جمعه و نماینده، سلامت مرا بعد از سوءقصد به عنوان موردی شادی آفرین، در کنار عیدهاى فطر و نوروز گفتند.
از آنجا به دانشگاه آزاد اسلامى بروجرد رفتیم. بازدید کوتاهى نمودیم و در کلاس و اجتماع اساتید شرکت کردیم. دکتر [عبدالله] جاسبى، [رییس دانشگاه آزاد اسلامی]، در گزارش خود گفتند که بیش از شش هزار دانشجو دارند. من هم صحبت کردم.
براى ناهار به مسجد جامع رفتیم. دکتر آمد و چشمم را معاینه کرد. در مسیر استقبال که مردم نقل و پول پرت میکردند، یکى از آنها به چشمم اصابت کرد. درد گرفت و اشک مى آمد. معلوم شد، مهم نیست. ناهار خوردیم و کمى استراحت کردم. از مسجد جامع که از آثار شاهان قاجار است و به کمک من بازسازى شده، بازدید کردیم.
از آنجا براى بازدید کارخانه داروسازى رفتیم؛ خیلى مدرن و وسیع است. توضیحات شنیدم و از بخش های مختلف بازدید کردیم. هنوز به ظرفیت رسمى نرسیده است. ساخت این کارخانه، مبلغ 22 میلیون دلار هزینه ارزى و دو میلیارد تومان هزینه ریالى داشته است. سپس رفتیم و کارخانجات نساجى بروجرد را دیدیم. خیلى عظیم است. ریسندگى و بافندگى و رنگرزى و چاپ دارد. کاملاً فعال و سودبخش است و مدیر نیرومندی دارد.
با تأخیر به سوى خرم آباد پرواز کردیم. در محل دانشگاه فرود آمدیم. با فرهنگیان و دانشگاهیان ملاقات داشتیم. دکتر توکلى، رییس دانشگاه و مدیرکل آموزش و پرورش گزارش دادند و خواسته ها را مطرح نمودند. من هم بحثى تحلیلى نمودم و وعده تقویت دادم. با تبدیل آموزشکده به دانشکده کشاورزى موافقت نمودم. از آنجا به بیمارستان جدیدالتأسیس سازمان تأمین اجتماعى، با بیش از دویست تخت رفتیم. هنوز کامل نیست؛ فقط درمانگاه و بخشى از بخش ها راه اندازى مى شود.
نماز مغرب و عشا را آنجا خواندیم. پس از بازدید کوتاهى به بیرون بیمارستان برگشتیم. جمعیت زیادی از حومه خرم آباد ابراز احساسات مى کردند. براى افتتاح طرح بهره بردارى از ده هزار تلفن جدید به مرکز مخابرات رفتیم. آقاى [سیدمحمد] غرضى، [وزیر پُست و تلگراف و تلفن] و معاونان گزارش دادند. من صحبت کوتاهى کردم. خیلى خوب کار
مى کنند. کمبود تلفن را برطرف کرده اند.
به سوى استاندارى رفتیم. در راه عبور، در همه مسیرهاى زمینى، همه جا مردم در دو طرف خیابانها منتظرند و ابراز محبت مى کنند. شوراى ادارى استان جلسه داشت. استاندار گزارش جامعى از وضعیت استان و نیازها و امکانات داد و من سیاست هاى کلى منطقه اى را گفتم و وعده کمک دادم.
خیلى خسته بودم. شام خوردیم و ساعت یازده ونیم شب خوابیدم. خبر رسید که یک جنگنده اف 14در اصفهان سقوط کرده است.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام