ساعت هفتونیم صبح به فرودگاه [مهرآباد] رفتیم و بلافاصله به سوى خرم آباد پرواز کردیم. جمعى از وزرا و نمایندگان و معاونان همراه بودند. در بین راه، [آقای علیمحمد بشارتی]، وزیر کشور گزارشها را داد. دربارة کیفیت برخورد با نمایندگان و مسایل انتخابات آینده
ساعت هفتونیم صبح به فرودگاه [مهرآباد] رفتیم و بلافاصله به سوى خرم آباد پرواز کردیم. جمعى از وزرا و نمایندگان و معاونان همراه بودند. در بین راه، [آقای علیمحمد بشارتی]، وزیر کشور گزارشها را داد. دربارة کیفیت برخورد با نمایندگان و مسایل انتخابات آینده نظرم را خواست. به طرز عمل جناح راست مجلس انتقاد دارد.
استقبال رسمى انجام شد. مردم در مسیر و در داخل شهر، استقبال بسیار وسیع و پرشور داشتند. به خاطر ازدحام جمعیت، معطلى زیاد بود که بالاخره صفحه کلاج ماشین مان سوخت و اواخر مسیر را با هل دادن مى رفتیم.
ابتدا در اجتماع خانواده هاى ایثارگران برنامه داشتم. بعد از اجرای سرود و قرآن و و ارایه گزارش، من صحبت کردم. مردم، احساسات شدید ابراز میکردند. سپس در استادیوم ورزشى در اجتماع مردم شرکت کردیم. خیلى جمعیت زیاد و پُرشور بود. امام جمعه و نماینده شهر صحبت کردند و من سخنرانى نمودم. سرود خوبی توسط بسیجى ها اجرا شد.
ظهر شد، به خانه امام جمعه رفتیم؛ خانه سابق شهید رحیمى است. امام جمعه براى ساخت مصلى کمک خواست. نماز جماعت خوانده شد. من براى علما و طلاب صحبت کردم. پس از صرف ناهار به سوى پلدختر پرواز کردیم. در راه استاندار توضیح مى داد. تازهکار است و هنوز به اوضاع استان مسلط نیست؛ به طورى که خیال مى کرد رودهاى کشکان و سیمره به دز می ریزد، در حالى که به کرخه مى ریزد.
کنار استادیوم ورزشى پلدختر، مرکز اجتماع مردم فرود آمدیم. اجتماع خیلى بیش از حد انتظار ما بود. امام جمعه و نماینده خیرمقدم گفتند و خواسته ها را مطرح کردند. فرزندان شاهد سرود جالبى خواندند. من هم صحبت کردم. با خواسته آنان در خصوص شهرستان شدن شهر و تسریع در تکمیل طرح آب آشامیدنى موافقت نمودم. شهر در جنگ خیلى خراب شده و کاملاً بازسازى شده است.
از آنجا به سوى کوهدشت پرواز کردیم. تقریباً همه جا سرسبز، جنگل و مرتع و مزرعه و رودخانه و چشمه است. اجتماع مردم کوهدشت، فوق العاده وسیع بود. طبق روال معمول، امام جمعه و نماینده، خیلى صمیمى و لطیف صحبت کردند. شاعرى به زبان لکى که زبان بخش عظیم عشایر منطقه است، شعری در مدح من خواند که مثل بحر طویل بود و لطایف زیادی داشت؛ منجمله اینکه در لرستان سه عید است: فطر و نوروز و حضور ما.
سپس من صحبت دلگرمکننده اى داشتم و در کنار همان جایگاه، بیمارستان جدید 84 تختخوابى را افتتاح کردیم. دکتر مرندی و دکتر کریمیان توضیح دادند. سپس به مزرعه اى که کار یکپارچهسازی و آبیارى بارانی را انجام داده بود، رفتیم. مدیر کل کشاورزى و صاحب ملک توضیح دادند. از ثمرات کار خیلى راضى بودند. مصاحبه اى کردم و اینگونه اصلاحات را تشویق نمودم.
خواستند که براى برداشت آب از رودخانه هاى مجاور کمک کنم. صد و هشتاد هزار هکتار زمین دارند که اکثراً با روش دیم کاشته مى شود. معلوم شد هزینه تأسیسات آبیارى تحت فشار را که برای هر هکتار، حدود صدو بیست هزار تومان و کلاً ساخت داخل است، در همان سال اول پس مى دهد و مصرف آب را به یک سوم تقلیل مى دهد.
به سوى کارخانه ریسندگى پارسلون پرواز کردیم. کارخانه بسیار عظیمى است. مدیران توضیحات دادند. با هزینه نود میلیون دلار و یک میلیارد تومان، قبل از انقلاب تأسیس شده و مصادره شده است. مى تواند سالیانه شانزده هزار تن نخ پلمیرى تولید کند. مواد اولیه اش خارجى است. از قسمت هاى مختلف بازدید کردیم. خیلى مدرن است. مدیریت ها تازه دارند مسلط مى شوند.
به استاندارى رسیدم. استماع اخبار و شام و نوشتن خاطرات و خواندن گزارش ها انجام شد. در گزارش ها، حمله عربستان سعودی به آیت الله خامنه اى، در پاسخ به اظهارات ایشان در نمازجمعه مهم است.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام