خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ خرداد ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
5 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 18:13کد خبر32488

با محسن و جمعى از وزرا و پاسداران و خبرنگاران مطابق معمول، به سوى دماوند رفتیم. در راه وزیر مسکن [و شهرسازی]، دربارة برنامه هاى شهرک مسکونى سازى اطراف تهران براى جذب جمعیت تهران مثل پردیس، توضیح مى داد. مردم شهر دماوند در جاده کمربندی بیرون شهر،

با محسن و جمعى از وزرا و پاسداران و خبرنگاران مطابق معمول، به سوى دماوند رفتیم. در راه وزیر مسکن [و شهرسازی]، دربارة برنامه هاى شهرک مسکونى سازى اطراف تهران براى جذب جمعیت تهران مثل پردیس، توضیح مى داد.

مردم شهر دماوند در جاده کمربندی بیرون شهر، اجتماع عظیمى داشتند. هلى کوپترها همان جا فرود آمدند. پس از خیرمقدم مسئولان شهر، بلافاصله در اجتماع مردم حضور یافتیم. مطابق معمول شعارها و سرودی از دانش آموزان کانون بسیج و خیرمقدم [آقای محمدجواد حاج علی اکبری]، امام جمعه و فرماندار را شنیدیم. بخشى راجع به من و سازندگى برنامه هاى دولت و بخشى مربوط به نیازهاى شهر بود. من هم در همین محورها سخنرانى کردم.

اصولاً شهرستان دماوند به خاطر آب و هواى خوب و فراوانی محصولات زراعى و دامى، وضع مردمش خوب است؛ اما توقع دارند که نمونه هایى از آن طرح هاى بزرگ و صنایع مهم را هم داشته باشند. به خاطر اینکه در محدوده 120 کیلومترى تهران است، صنایع قابل توجهى به آنجا نرفته و آب ها هم مهار نشده است.

به مرکز مخابرات براى افتتاح همزمان چند هزار شماره تلفن رفتیم. در همه سفرها این بخش را داریم. آقاى [محمد] غرضى، [وزیر پُست و تلگراف و تلفن] توضیحات داد و گفت در استان تهران 120 میلیارد تومان، هزینه توسعه مخابرات شده و من در همین زمینه و به طور کلى در اهمیت توسعه مخابرات حرف زدم. جریان عملیات اجراى لوله گذارى گاز طبیعى شهرستان را هم دیدیم. قرار است تا آخر سال وصل شود و محورهاى توسعه جهانگردی و کشاروزى و دام و صنایع تبدیلى شود.

به فیروزکوه پرواز کردیم. در راه آقاى [عیسی]کلانترى، [وزیر کشاورزی]، دربارة وضع کشاورزى شهرستان توضیح داد. از روى زرین دشت گذشتیم؛ سرسبز و دیدنى است. به خاطر قیمت بالاى محصولات باغى، به سرعت رو به توسعه است. محدودیت آب دارند و کم کم استفاده از آبیارى تحت فشار شکل مى گیرد و امکان توسعه هم پیش مى آید.

در فیروزکوه هم اجتماع مردم عظیم و باشکوه بود. در محوطه باز دانشگاه آزاد اسلامى جمع بودند. شاعر جوانى شعرى دربارة من گفته بود، خواند. جالب بود از اعضای سپاه است. سرود خوبى با لهجه محلى ایراد شد و امام جمعه خیرمقدم مناسبی گفت. خواسته هاى مهم شان که توسط [آقای احمد رسولی نژاد]، نماینده مجلس ابراز شد، شهرستان شدن شهر و تسریع در انتقال گاز و [احداث] بیمارستان و... است. من هم ضمن توضیح سوابق شهر فیروزکوه، بر لزوم خواسته ها تأیید گذاشتم.

به شهرک صنعتى مجاور شهر رفتیم. حدود پنجاه واحد تکمیل شده صنعتى یا در دست ساخت دارد. از کارخانه شیر پاستوریزه بازدید کردم. روزى 25 تن شیر را پاستوریزه مى کند و پنیر و ماست و کره و سرشیر هم مى سازد. رونق داده به دامدارى ها، صاحبش، [آقای رضا باکری]، برادر شهید باکرى، اهل ارومیه است؛ سه برادرش [علی، مهدی و حمید]، شهید شده اند. با آزاد شدن قیمت شیر، کارش رونق گرفته است.

سپس به [شرکت کنترل پارس]، کارخانه ساخت قطعه اى از مشعل - هم گازسوز و هم گازوییل سوز- رفتیم. مدیر کارخانه، خانم مهندسى بود. درخواست تخصیص ارز بیشتر داشت. عمده اجزا را وارد مى کنند و به تدریج ساخت داخل بیشتر مى شود و اکثر کارکنان هم زن بودند.

سپس به [شرکت تراویس]، کارخانه تولید مواد شیمیایى مصرفى در حفارى هاى نفت رفتیم. با مشارکت یک شرکت مهم صنعتى کشور کانادا ساخته شده است. مدیران توضیح دادند. مسأله مهم، گرفتن دانش فنى و فرمول ترکیب این محصول است که گرفته اند. ماشین آلات مهمى ندارد؛ فقط نرم افزار ترکیب مواد و سپس تانک هاى مخلوط کن و همزن دارند. براى کانادا هم بازار وسیع ایران و منطقه مهم بوده است که آمده و شریک شده است. ارزش افزودة بالایی دارد. براى خرید دو دستگاه رآکتور براى تولید بخشى از مواد اولیه وارداتى استمداد کردند. سفیر کانادا هم آمده بود؛ از همکاری اش تشکر کردم و نیز از اینکه اخیراً دولت کانادا، مواضع مخالفت با آمریکا را در مسایل تحریم ایران اتخاذ کرده، تشکر نمودم.

براى نماز و ناهار و استراحت، به محل سپاه رفتیم. بعد از استراحت، فرماندهان سپاه آمدند. گزارش دادند و براى امور رفاهى و خدمت رسانى استمداد کردند. سپس همان جا جلسه اى با مسئولان شهر داشتیم. خواسته ها را مطرح کردند؛ مهار آب ها و رفع محدودیت صنایع و نیازهاى فرهنگى که تصمیماتى اتخاذ شد.

ساختمان جدید دانشگاه آزاد اسلامى را افتتاح کردیم؛ 2900 دانشجو دارد. به سوى رودهن پرواز کردیم. آنجا هم کنار دانشگاه آزاد اسلامى فرود آمدیم. در راه دکتر [عبدالله] جاسبى، [رییس دانشگاه آزاد اسلامی] توضیح مى داد. ساختمان جدید با نُه هزار مترمربع در دست ساخت در 70 هکتار زمین است. در مراسمى توضیح دادند، 11 هزار دانشجو دارند. بیشترشان از تهران مى آیند. کلنگ خوابگاه دانشجویى را به زمین زدم. از واحدهاى قدیمى دانشگاه آزاد است. مشکل فرهنگی دارند. با توجه به فشارهاى خشک مقدس ها، چادر را برای دانشجویان دختر اجبارى کرده اند؛ مشکل را رفع نکرده است.

سپس به شهر رودهن رفتیم. مردم اجتماع با حال و پُرشورى داشتند. ورزشکاران دو طرف مسیر صف کشیده بودند. ورزشکاران باستانى در اجتماع با طبل و خواندن اشعار حماسی عمدتاً در وصف من، منظره جالبى درست کرده بودند. اینجا آقاى [سیدجلیل] سیدزاده، استاندار [تهران]، خیرمقدم گفت و تمجید زیادی از برنامه هاى دولت نمود. دربارة برنامه هاى سازندگى و وعده انجام خواسته ها حرف زدم.

به سوى تهران پرواز کردیم. تا ساعت نُه شب، کارهاى دفتر را انجام دادم. با عفت و مهدی در لندن تلفنى صحبت کردم. به دو پزشک مراجعه کرده است؛ قرار است ده روز دیگر هم بماند. براى دیدن نتیجه معالجه گفته اند، سرفه ها مربوط به ناراحتى معده است.

شب جامعه روحانیت [مبارز تهران]، در دفترم جلسه داشت. براى اولین بار بعد از انتخابات [مجلس پنجم] است. آقاى [محمدرضا] مهدوى کنى از دبیرکلی استعفا داد و آقاى [محمد] امامى کاشانى انتخاب شد و تعدادی از موارد اساس نامه اصلاح شد. آقاى [مهدوی]کنى به نحوه مدیریت اجرایى آقاى [علی اکبر] ناطق نورى اعتراض داشت و دخالت افراد غیرروحانى، مثل آقایان [محمدرضا] باهنر و [مرتضی] نبوى و [اسدالله] بادامچیان و از آقاى [محمد امامی]کاشانى، مى خواهد از افراد روحانى استفاده بکند. تا نزدیک ساعت دوازده شب طول کشید. شب در دفترم خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا