تا ساعت هشت صبح، بولتن ها را مطالعه کردم. از تهران خبر دادند، وضع احمدآقا فرقى نکرده است. آقاى [برهانالدین] ربانى، رییسجمهور افغانستان براى ملاقات آمد. صحبت هاى زیادی دربارة اوضاع افغانستان کردیم. در مورد گروه طالبان، خیلى بحث شد. توضیحات خوبى دادند.
تا ساعت هشت صبح، بولتن ها را مطالعه کردم. از تهران خبر دادند، وضع احمدآقا فرقى نکرده است. آقاى [برهانالدین] ربانى، رییسجمهور افغانستان براى ملاقات آمد. صحبت هاى زیادی دربارة اوضاع افغانستان کردیم. در مورد گروه طالبان، خیلى بحث شد. توضیحات خوبى دادند. معتقد است، از طریق آمریکا و پاکستان کمک مى شوند. بعید نمى داندکه با [گلبدین] حکمتیار هم براى ایجاد دولت پشتون هماهنگ شده باشند. رفتن حکمتیار از چهارآسیاب هم مى تواند در این محدوده توجیه داشته باشد.
از مرگ مرحوم [عبدالعلی] مزاری خوشحال است. او را مانع اساسى تحسین روابط شان با ایران مى دانست. امروز رسماً اعلام شد که مزاری و همراهانش مردهاند. جزییاتى در مورد نحوه فرار و دستگیرى مزارى داد. مدعى است، با بُرقع و روپوش رفته و جایى که آن را برداشته، دستگیر شده. مدعى است که طالبان پیشنهاد داده بودند که با یکى از فرماندهان طالبان که در کابل اسیر است، مبادله شود. گفتند چند تن از فرماندهان طالبان را در اسارت دارند و مى خواهند با بازجویى از آنها حقایق نامعلومشان را کشف کنند.
از سرنوشت شیعیان در غرب کابل اظهار نگرانى کردم؛ اطمینان داد که مزاحمشان نخواهند شد. معاون [رسول] سیاف، [رهبر حزب دعوت اسلامی] هم همراهش بود؛ شناختمش. گفتم سیاف، دارد شرارت مى کند؛ جا خوردند. گفتند گزارش ها نادرست است. وقت خصوصى خواست. اظهار ارادت نمود و از عدم کمک ایران گله کرد. گفتم اگر روابط درست با شیعه برقرار کنند، کمک مى کنیم؛ قول داد. قرار شد، مجموعه اى از غیرپشتون - تاجیک و شیعه و اُزبک و...- متحد شوند. تقاضا کرد به اسماعیلخان در هرات هم در مقابل طالبان کمک شود. گفتند پس از عقب نشینى محقر، فعلاً دست بالا دارند.
سپس آقاى [صفرمراد] نیازُف، [رییسجمهور ترکمنستان] و همراهان آمدند. مذاکرات کوتاهى دربارة همکارى ها داشتیم. براى اجلاس سران [سازمان همکاریهای اقتصادی] اکو، به هتل ماریوت رفتیم. قبل از جلسه، سران در سالن دیگرى جمع شدیم که به احوالپرسى گذشت. در جلسه رسمى، ابتدا به پیشنهاد ترکیه، رییسسابق و تأیید من، نخستوزیر پاکستان، رییس اجلاس شد. سپس سخنرانى ها شروع شد. به نوبت، پس از پاکستان از روى الفبا، ما سوم بودیم. هر یک از سران، حدود یک ربع صحبت کردند.
براى ناهار به نخستوزیرى رفتیم. میهمان خانم [بینظیر] بوتو بودیم. قبل از ناهار با آقای [اللهشکور] پاشازاده، روحانى آذربایجانى که همراه وزیر امورخارجه آمده بود، صحبت کردم. پرسیدم چرا آقاى علیاُف نیامده است؟ گفت چون در شمال غربى کشور، رییس پلیس یک شهر، ادعاى استقلال کرده، مانده است که فتنه را بخواباند. گفت دولت در آذربایجان، محبوبیت خود را از دست داده و گفت مرجعیت آقای سیدمحمد روحانی در آذربایجان، وسیع تر از آیتالله خامنه اى است؛ چون آنها پول مى دهند و تبلیغ مى کند و مخالفان هم به صورت سیاسى برای آنها تبلیغ مى کنند.
سر ناهار، خانم بوتو کنار من بود. خیلى صحبت کردیم؛ بیشتر دربارة طالبان. تلاش داشت که اثبات کند، از طالبان حمایت نمى کنند. گفت معتقد است، طالبان به خاطر افکار و بیسازمانیشان، محکوم به شکست اند. مى داند که پاکستان متهم به حمایت از آنهاست. مى گویند که قبل از شروع کار در افغانستان، در پاکستان هم به عنوان مطالبه اجراى کامل اسلام، مزاحم دولت شده اند. در مقابل من، آقایان ربانى و [امامعلی] رحماناُف، [رییسجمهور تاجیکستان] نشسته بودند. با آنها فارسى صحبت مى کردیم. آقاى ربانى، دفاع بوتو را قبول نداشت.
از آنجا به هتل براى ادامه جلسه رفتیم. پس از شروع جلسه، خبر دادند که رییسجمهور پاکستان، منتظر ملاقات من است؛ رفتم. معلوم شد آقاى ربانى، بیش از وقت مقررش مانده است؛ کمى منتظر شدیم. آقاى نیازاُف هم رسید. براى تنظیم وقت نظم درستى ندارند. با آقاى [فاروق احمدخان] لغاری، دربارة اکو، همکارى هاى دو جانبه گاز و پالایشگاه صحبت کردیم. پیشنهاد میانجیگرى بین ایران و آمریکا، به مناسبت سفر بوتو به آمریکا داد؛ نپذیرفتم.
به اقامتگاه برگشتم و مقدارى استراحت کردم. براى ملاقات خانم بوتو به نخست وزیرى رفتیم. مذکرات طولانى شد. دربارة اجراى خط لوله گاز و پالایشگاه نفت و فروش و بولدوند و خرید کارخانه سیمان و شکر و شرکت در اجراى طرح هاى زیربنایى پاکستان صحبت شد. با توضیح وسعت افراد و گروه هاى مسلح و قاچاق و باندهاى مافیایى و نزاع هاى مسلحانه و فرقه گرایى افراطى و... گفت، مصمم به کنترل کشور در دور کردن شرارت است. مقرر کرده اند، همه مدارس دینى باید اجازه بگیرند و تمام کسانى که از خارج کمک مى گیرند، باید اعلان کنند و با همه شرورها برخورد خواهد شد. در کراچى، با دو گروه سپاه صحابه و سپاه محمد برخورد شده و از ایران خواست که حمایت از گروه مسلح شیعه نکند. من هم اصل سیاست کنترل را تأیید کردم و گفتم، در بلوچستان پاکستان، ناامنى ها و قاچاق خیلى به ایران ضرر مى زند و شرورهاى ایران به آنجا پناه مى برند. قرار شد براى استرداد مجرمین، از طریق رسمى اقدام کنیم. توضیحاتى در مورد مذاکرات با آمریکا و ادامه سیاست کار هسته اى و علت سفر آینده اش به آمریکا داد و از پشتکار فائزه براى ورزش بانوان تعریف کرد.
شام، سران دستهجمعى میهمان آقاى لغارى بودند. [خانم نصرت اصفهانی]، مادر خانم بوتو هم شرکت کرده بود؛ اصلاً اصفهانى است و فارسى خوب صحبت مى کند. سر میز شام هم مذاکرات با خانم بوتو ادامه یافت. گفت خودش سُنّى، مادر و شوهرش شیعه اند. گفتم چه تفاوتى در عمل دارند؛ گفت من زودتر از آنها افطار مى کنم و هنگام نماز، دستم را به سینه مى گذارم و آنها دست ها را مى اندازند.
باز هم در مورد طالبان صحبت شد. گفت ممکن است دوباره با حکمتیار با هم بسازند و به ربانى فشار وارد آوردند. کمى هم با ربانى صحبت کردم. معلوم شد، بنا ندارند طرح سازمان ملل را اجرا کنند. بهانه هایى ساخته دارد و او هم مصر و هم صریح است که پاکستان، حامی طلاب است.
بعد از شام براى مراسم فرهنگى شان نماندم و به اقامتگاه آمدم. تلفنى با عفت صحبت کردم. گفت وضع احمدآقا بد است.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام