خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ خرداد ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 14:30کد خبر29253

ساعت نُه صبح، با هلی کوپتر از [اردوگاه]منظریه[در شمال تهران]، به مرقد امام رفتم. جمعیت زیادى براى شرکت در مراسم [اولین]سالگرد [ارتحال]امام آمده بودند. رهبرى سخنرانى کردند. بى نظمى در انتظامات به چشم مى خورد؛ ادعا مى شد که به خاطر دخالت محافظان است.

ساعت نُه صبح، با هلی کوپتر از [اردوگاه]منظریه[در شمال تهران]، به مرقد امام رفتم. جمعیت زیادى براى شرکت در مراسم [اولین]سالگرد [ارتحال]امام آمده بودند. رهبرى سخنرانى کردند. بى نظمى در انتظامات به چشم مى خورد؛ ادعا مى شد که به خاطر دخالت محافظان است.

در مراجعت، با هلى کوپتر به اردوگاه کُلَک چال در شمال جماران رفتیم؛ مکان جالبى است. تاکنون ندیده بودم. متعلق به آموزش و پرورش است که بعد از پیروزی انقلاب به خاطر امنیت جماران، تعطیل شده است؛ گفتم براى استفاده مردم فعال شود. سپاه پاسداران، بنا دارد که آنجا را بگیرد؛ مخالفت کردم. سپس با هلى کوپتر بر فراز توچال و خط تله اسکى و پیست اسکى پرواز کردیم؛ مهدى توضیحات داد. مناظر خوبى است. به خانه آمدیم و تا شب در خانه بودم. عصر بستگان آمدند.

شب دکتر ولایتى و مدیران وزارت امور خارجه آمدند. متن پیش نویس جواب به صدام را آوردند. همچنین گزارش مذاکره در ژنو با برادر صدام را دادندکه پیشرفتى نشان نمى دهد. تا سحرگاه صداى زوار امام از حسینیه جماران به گوش مى رسید.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا