خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ خرداد ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 14:35کد خبر29269

آقاى میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]، براى امور جارى و پیگیرى کارهاى سفر، وعده ها و نامه ها آمد. آقاى سید احمد موسوى[از لبنان] آمد و نامة اسقف [کلیسای] کانتربرى را آورد. این نامه در مورد درخواست تجدید رابطه با انگلستان و موافقت با سفر هیأت پارلمانى

آقاى میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]، براى امور جارى و پیگیرى کارهاى سفر، وعده ها و نامه ها آمد. آقاى سید احمد موسوى[از لبنان] آمد و نامة اسقف [کلیسای] کانتربرى را آورد. این نامه در مورد درخواست تجدید رابطه با انگلستان و موافقت با سفر هیأت پارلمانى انگلیس به ایران است؛ گفتم به مجلس مربوط است.

آقاى سید محمود مرعشى آمد. نامه[پدرش]،آیت الله [سید شهاب الدین] نجفى مرعشی، [از مراجع تقلید] را آورد که خواسته بودند به ساختمان کتابخانه قم کمک کنم؛ پذیرفتم.آقاى [سید محمدباقر]حکیم آمد. از وضع بد عراق، از نظر اقتصادى و امنیتى گزارش داد و خواست که در جریان مکاتبات صدام، [رییس جمهور عراق] و احتمال مذاکره مستقیم قرار گیرد؛ جریان را گفتم. از عدم توجه کامل به سپاه بدر و عدم فعال بودن کمیته پشتیبانى عراق گله کرد و براى اجراى مصوبات رهبرى استمداد نمود.

عصر در جلسه هیأت دولت شرکت کردم. مسایل جزایر تنب و ابوموسى و مسایل بهدارى و همچنین وضع فروش نفت مورد بحث بود. پدر شهید خمسه آمد و براى فروش خانه اى که براى رسیدن به مسایل دیگر زندگى اش گرفته است؛ اجازه خواست. تا ساعت نُه شب، در دفترم کار کردم و بعد به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا