خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ تیر ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
4 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 09:58کد خبر31386

تا ساعت ده گزارش ها را خواندم. وقت به تماشاى تلویزیون گذشت. انعکاس اخبار اجلاس خوب است و رسانه هاى ترکیه هم برخلاف معمول شان شیطنت نمى کنند. گرفتار مسایل داخلى خودشان هستند. حادثه سیودلی و عملیات کُردهاى پ.ک.ک سخت مشغول شان کرده است. خانم [تانسو]

تا ساعت ده گزارش ها را خواندم. وقت به تماشاى تلویزیون گذشت. انعکاس اخبار اجلاس خوب است و رسانه هاى ترکیه هم برخلاف معمول شان شیطنت نمى کنند. گرفتار مسایل داخلى خودشان هستند. حادثه سیودلی و عملیات کُردهاى پ.ک.ک سخت مشغول شان کرده است. خانم [تانسو] چیللِر، نخست وزیرشان که پریروز رأى اعتماد گرفته و بنا بود بیاید استانبول براى ملاقات میهمان ها به بهانه یا به دلیل همین گرفتارى ها نیامد و شاید هم به تصور اینکه ما او را خوب تحویل نمى گیریم.

ساعت ده جمعى از همراهان آمدند. مقدارى دربارة پیشرفت کار اجلاس بحث و تحلیل شد. همه راضی اند و از رفتار رییس جمهور ترکیه به خصوص در ضیافت دیشب، همه خوشحال اند.

آقاى محسن رضایى، [فرمانده کل سپاه پاسداران] آمد. دربارة وزیر دفاع آینده صحبت شد. دربارة [نتایج] انتخابات [ریاست جمهوری] هم صحبت کردیم؛ انتقاد شدید نسبت به وضع تبلیغات آقاى [احمد] توکلى دارد و معتقد است جریانى خاص این وضع را اداره کرده است. در این خصوص گزارشی هم از طریق آقاى رحیم صفوى به رهبری داده اند. با آقاى دکتر روحانى هم دیروز عصر و امروز دربارة کابینه آینده که در جلسه دیروز مطرح شده، مذاکره کردیم.

وزراى امور خارجه از دیروز تا امروز کار کرده بودند تا توافق بر بیانیه پایانى به دست آید که در این جلسه تصویب کردیم. قرار شد بانک مشترک در ترکیه و هم در پاکستان و مرکز هواپیمایى، کشتی رانى و دبیرخانه در ایران باشد. کشورهاى اُزبکستان و قزاقستان هم چیزى مى خواستند که قرار شد کمیته هاى فرعى آنجا باشد.

خبرنگاران آمدند و از آقایان دمیرل، نظربایف، کریم اف و من چند سئوال کردند، ولى آقاى دمیرل، زود جلسه را ختم کرد و سئوالات مهم و جدی مطرح نشد. البته خبرنگاران هم بی حال بودند؛ شاید به خاطر وضع ترکیه.

طبق قرار قبلى به عمارت «دُلما باخچاسی» رفتیم و سوار کشتى تفریحى شدیم. ناهار را روى کشتى در حال حرکت در تنگه بُسفُر میهمان آقاى دمیرل بودیم. در طول حرکت و در سر میز شام با آقاى دمیرل که همیشه با من بود، در تمام مسایل مورد نظر مذاکره کردیم. سئوالات زیادی از وضع ترکیه کردم که خیلى ها را نمى توانست جواب بدهد. از لحاظ سیاسى و کلیات، مسلط و پخته است، ولى از لحاظ آمار و ارقام، مثل آقاى تورگوت اوزال که خوب مسلط بود، مسلط نیست. در این میهمانى هم براى مراعات وضع ما از خانم ها دعوت نشده بود؛ قبلاً قرار بود باشند.

گفت تورم در ترکیه خیلى زیاد است. در سفر قبلى ما، ارزش برابری یک دلار حدود چهار هزار لیر ترک بود، اما اکنون دوازده هزار لیر است. دولت ماهیانه حدود پنج درصد، دستمزدها را بالا مى برد، ولى تورم خیلى بیشتر از رشد دستمزدهاست. سوبسید[=یارانه] زیادی هنوز به خیلى از بخش ها مثلا ً به کشاورزى و به خصوص شکر و نان و برق مى دهند. قیمت زمین و ساختمان سرسام آور است؛ گرچه صنایع و عمران رشد خوبى دارند و بخش خصوصى فعال و توریسم وسیع است. مى گفتند به استانبول، حدود هشت میلیون توریست در سال مى آید. هر دوپُل عظیم روى بُسفُر را دیدیم. توضیح داد که براى عبور از پُل، بیش از یک دلار عوارض عبور مى گیرند. اطلاع درستى از ظرفیت قابل عبور کشتى ها از بُسفُر نداشت.گفت که عمق بُسفُر یکصدوپنجاه متر است که گویا اشتباه مى گوید.

به هتل برگشتیم و تا ساعت شش ونیم استراحت کردیم. گزارش ها را خواندم. با هلى کوپتر به فرودگاه رفتیم و با تشریفات نظامى و بدرقه رسمى آقاى دمیرل، ترکیه را ترک کردیم. در طول سفر با همراهان بیشتر دربارة حُسن اداره اجلاس و برخورد خوب ترکیه با ایران و سنگ تمام گذاردن آنها صحبت شد.

نماز مغرب و عشا را در هواپیما خواندم و خوابیدم. ساعت هفت و نیم به وقت تهران به مهرآباد رسیدیم. استقبال رسمى انجام شد و پس از یک مصاحبه کوتاه به خانه آمدیم. عفت هنوز بیدار بود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا