با اینکه شب به خاطر تغییر شرایط زیست، راحت نخوابیده بودم، با صداى اذان صبح عکس سفر استانبول عکس سفر استانبول یکى از مأذن ها ى مساجد استانبول بیدار شدم. نماز خواندم و دیگر نخوابیدم. تا ساعت هشت صبح، بیشتر به تماشاى کانال هاى مختلف تلویزیون پرداختم.
با اینکه شب به خاطر تغییر شرایط زیست، راحت نخوابیده بودم، با صداى اذان صبح
عکس سفر استانبول
عکس سفر استانبول
یکى از مأذن ها ى مساجد استانبول بیدار شدم. نماز خواندم و دیگر نخوابیدم. تا ساعت هشت صبح، بیشتر به تماشاى کانال هاى مختلف تلویزیون پرداختم. تازه و جالب بود؛ معمولاً غیرآموزنده و بسیارى هم مبتذل و گمراه کننده و حاوی روح فرهنگ غرب، اما با تکنیک و سبک گیرا و پُرجاذبه.
صبحانه را با مهدی و محسن خوردیم. آقایان همراه، کم کم آمدند. از هر درى سخنی گفتیم. ساعت نُه صبح به یکى از سالن هاى هتل که براى اجتماع سران قبل از جلسه رسمى در نظر گرفته شده، براى آشنایى و احوال پرسى رفتیم. همه سران با وزراى امور خارجه جمع شدند. فقط با رییس جمهور تاجیکستان و هیأت آذربایجان، آشنایى و رو در رویى قبلى نداشتیم. احوال پرسى و مذاکره کوتاهى با همه داشتم.
با آقایان [سلیمان] دمیرل، رییس جمهور ترکیه، [نورسلطان] نظربایف، رییس جمهور قزاقستان، اسلام کریم اف، رییس جمهور اُزبکستان، [صفرمراد] نیازُف، رییس جمهور ترکمنستان، [عسکر] آقایوف، رییس جمهور قرقیزستان و [برهان الدین] ربانى، رییس جمهور افغانستان و [نوازشریف]، نخست وزیر پاکستان و شخصیت هاى دیگر مذاکرات کوتاهى داشتیم. همچنین با نماینده [کمیسیون اقتصادی و اجتماعی آسیا و پاسیفیک=] اسکاپ، نماینده بانک توسعه اسلامى و رییس کنفرانس اسلامى احوال پرسى نمودیم.
با شروع جلسه، ابتدا در ادامه اجلاس تهران، من سمت ریاست را داشتم. آقاى دمیرل به عنوان میزبان خیرمقدم گفت و من به عنوان رییس صحبت کوتاهى کردم و آقاى دمیرل را به عنوان رییس اجلاس پیشنهاد کردم و تصویب شد. تابلوی ریاست و چکش اعلان مصوبات را به میز آنها منتقل کردند.
تا ظهر به سخنرانى هاى قبل از دستور گذشت؛ اول آقاى دمیرل، سپس من و سپس از دست راست من، به ترتیب میزها که به صورت دایره تنظیم شده بودند، سخنرانی کردند. فقط در صحبت هاى من، به مسایل مهم جهانى و انتقاد از عملکرد ابرقدرت ها و سازمان ملل و مظلومیت مسلمین جهان سوم و راه هاى علاج درست، آمده بود؛ بقیه بیشتر به مسایل خاص اکو و احیاناً مسایل کشورشان و.... پرداختند.
آقای اسلام کریم اف از اظهارات نخست وزیر پاکستان انتقاد کرد که معلول سوءتفاهم بود. تاجیکستان به نحوى از کمک افغانستان به مخالفانش انتقاد کرد و اشاره به ایران هم داشت. نماینده اسکاپ و رییس بانک توسعه اسلامى و رییس کنفرانس اسلامى هم صحبت کردند و اعلان آمادگى و همکارى با اکو نمودند.
تنفس داده شد. به اتاقم رفتم و نماز خواندم. متمرکز کردن محل اجلاس و اقامتگاه میهمانان در یک هتل کارخوبى است و هم صرفه جویى در وقت و امکانات است. از لحاظ امنیت هم بهتر است. خبرنگاران زیادی حضور داشتند.
بعد از تنفس، وزیر امورخارجه پاکستان، گزارش و طرح عملى ارایه داد که در اجلاس وزیران امور خارجه تصویب شده و براى تأیید سران، در دستور کار بود. من هفت پیشنهاد مشخص اجرایى دادم که مورد توجه قرار گرفت؛ تأسیس شرکت مشترک حمل و نقل مناطق آزاد و بازارچه هاى مرزى، مرکز تحقیقات مخابرات و... ادامه کار به ساعت یازده صبح فردا موکول شد.
بعد از ناهار و استراحت کوتاه، براى ملاقات هاى دوجانبه با هیأت هاى دیگر آماده شدیم که بسیار فشرده و خوب و منظم و پُرمحتوا، از ساعت سه تا هفت بعد از ظهر انجام شد.
اول به اتاق آقاى دمیرل رفتیم. ملاقات گرمى بود. دربارة توسعه همکارى و رفع موانع همکارى صحبت شد. قبول دارند که عناصرى در ترکیه در روابط کارشکنى مى کنند و معلوم شد از شورش کردهایشان خیلى نگران اند و به همکارى ما نیاز دارند. من گفتم در موافقت نامه دو وزیرکشور ایران و ترکیه، توافق خوبى داشتیم ولى از طرف شما بد برخورد شد و در سفر وزیر کشور ما، خیلى بد عمل کردند و ایشان را رنجاندند. قبول کرد و قرار شد ترمیم شود. مسایل مربوط به شورش مردم علیه عزیز نسین - که بخشى از کتاب آیات شیطانى را ترجمه کرده - و 37 نفر کشته شده اند و تحرکات بعدی مسلمانان و لائیک ها که نگران شان کرده است. علیه دولت جدید که دیروز رأى اعتماد گرفته هم تظاهرات مى شود. صحبت ها ناتمام ماند و قرار شد در ملاقات هاى بعدی ادامه بدهیم.
به مقر آقای اسلام کریم اف رفتیم. از تواضع من خیلى جا خورده و متواضع شده بود. بنا بود او به مقر من بیاید، ولى شنیده بود که من به مقر آقای نظربایف مى روم، چون با هم رقابت دارند، خواسته بود که من به اتاق او بروم؛ پذیرفتم. اصولاً براى سران مهم است که چه کسى به دیدن چه کسى برود و معمولاً در چنین اجلاس هایى، دسته جمعى همه به دیدن من مى آیند، ولى اینها چون به تهران آمده اند و هنوز من جواب سفر آنها را نداده ام، خودشان را طلبکار مى دانند.
با آقای اسلام کریم اُف، بیشتر دربارة طرق ارتباطى و راه بین جاده ها و رسیدن آنها به دریاى آزاد و اروپا از طریق ایران و شرکت آنها در ساخت راه آهن سرخس - مشهد و بررسى راه ها از روى نقشه تهیه شده صحبت کردیم. مشکل همه کشورهای آسیاى میانه، راه هاى رسیدن به کشورهاى دیگر است که بهترین آنها از طریق ایران است که محتاج به ما هستند و اعتراف مى کنند. در همین جلسه صریحاً گفت، همه راه ها به تهران ختم مى شود. نگران از حرکت اسلامى در کشورش است. از من قول قطعى گرفت که امسال به
اُزبکستان بروم.
به مقر خودمان برگشتیم. [آقاى محمد نوازشریف]، نخست وزیر پاکستان آمد. بیشتر صحبت ها دربارة اوضاع بحران فعلى پاکستان بود. گفت بنا ندارد انتخابات زودرس مجلس را بپذیرد و گفت نگران دخالت ارتش نیست. از آقای غلام اسحاق خان، [رییس جمهور پاکستان] سخت دلگیر است و نگران اقدامات هندی ها در کشمیر و... است، اما گزارش ها خبر از بحران بیشتر در روزهاى آینده مى دهد. به خاطر همین، براى ادامه اجلاس در استانبول نماند و به پاکستان برگشت.
هیأت افغانستان آمد. آقاى ربانى به شدت از دست [عبدالعلی] مزارى و حزب وحدت [اسلامی] کلافه است. مدعى است [گلبدین] حکمتیار، [رهبر حزب اسلامی] آماده است، [احمدخان] مسعود را به عنوان وزیر دفاع بپذیرد و مى گوید ژنرال [عبدالرشید] دوستم هم با اوست، ولى چنان به حکمتیار بى اعتماد است که به نظر نمى رسد به همکارى جدی برسند.
آقاى نیازُف، [رییس جمهور ترکمنستان] آمد. مذاکراتش با آمریکایى ها را گفت و مدعى است آنها هم توافق دارند که لوله گاز ترکمنستان به اروپا از ایران عبور کند و خواهان شرکت در اجرا با ایران و ترکمنستان هستند و پیغام داده که حاضرند با ایران همکارى کنند. گفتم ما با همکارى فنى و بازرگانى و اقتصادی مخالفتى نداریم ولى تا اعتماد دو طرف جلب نشود، امکان همکارى های بیشتر نیست. خواست موافقت کنم، اجلاس سران کشورهای حاشیه دریاى خزر در عشق آباد تشکیل شود. اطلاع داد که بعضى از سران به خاطر اعتیاد دایم به الکل، نمى خواهند در ایران باشند؛ پذیرفتم. گفت به زودی در کتاب هاى درسى شان از من و ایران چیزهاى زیادی خواهند نوشت؛ به نظر مى رسد دوست صمیمى ما است.
رییس جمهور قرقیزستان آمد. چون تازگى در تهران بوده، حرف زیادی نداشتیم. گفت سخت تحت تأثیر روحانیت بارگاه امام رضا(ع) در مشهد قرار گرفته و از امکان سفر به مشهد خیلى تشکر داشت. دربارة حوادث جمهوری آذربایجان، تقریباً همه آنها متمایل به گروه جدیدند. از جبهه خلق و شخص ایلچى بیگ، دل خوشى ندارند. او و دیگران نگران حوادث و بحران روسیه اند، ولى مدعى هستند که تجدید امپراطورى شوروى گذشته پیش نخواهد آمد، اما روسیه آبستن بحران و تغییرات است. اصرار به سفرم به آسیاى میانه و قرقیزستان داشت.
رییس جمهور تاجیکستان آمد. اظهار اسلامیت زیاد داشت و گله مند از حزب اسلامى و مدعى تعمیر مساجد و آثار دینى و تجدید حیات فارسى و اظهار خرسندی از سخنرانى امروز من و گفت، هیأت تاجیک، خیلی خوشحال بودند که بدون مترجم از سخنرانی استفاده مى کردند. برای ایجاد آرامش در تاجیکستان و رفع مشکلات کمک خواست. با آنها گرم گرفتم و نصیحت کردم که نسبت به مخالف، محبت و گذشت داشته باشند. توقع نداشت که این گونه برخورد کنیم.
به مقر رییس جمهور قزاقستان رفتیم. صحبت ها در همکارى بیشتر بود و تقاضا داشت از آنها اسلحه بخریم. گفتم قرارداد با روسیه نداریم و هیأت اعزامى به آنجا نتایج خوبى نداشت. قرار شد در سفرم به قزاقستان، موضوع از نزدیک بررسى شود. براى انتقال نفت از طریق ایران هم قرار شد تعجیل کنیم.
هیأت جمهوری آذربایجان آمد. [آقای رسول قلی اف]، معاون نخست وزیر از اینکه در اجلاس پذیرفته شده اند، خوشحال اند. با توجه به طرفدارى ترکیه از ایلچى بیگ، مشکلاتش را گفت و از نادانى جبهه خلق و شخص ایلچى بیگ و انتقاد از سیاست مخالفت آنها با ایران و اظهار اعتماد به ایران و توقع هرگونه کمک براى حل مشکلات شان و در مقابل این سئوال که چرا روسیه که با شخص حیدر على اف و صورت حسین اف خوب است، مانع ادامه تجاوز ارامنه نمى شود، جواب درستى نداشت. خواست که فعلاً مطالبه پول گازمان را نکنیم و بهاى گازوییل هاى ارسالى را بپردازیم. در سخنرانى اجلاس هم فقط از کمک ایران و ترکیه گفت و از عدم کمک دیگران انتقاد کرد. نزدیک به تمام آنها از سخنرانى من تعریف زیاد داشتند.
حدود غروب براى ضیافت شام به عمارت «دُلما باخچاسی» رفتیم. کاخ عظیمى است که در زمان عثمانی ها با خشک کردن دریا ساخته اند؛ دسته جمعى از قسمت هاى مختلف کاخ بازدید کردیم؛ جالب است. گفتند چهارده تُن طلا در آن به کار رفته است. در پله ها عکس دسته جمعى گرفتیم. حدود هفتصد نفر از شخصیت هاى ترکیه و سفیران شرکت داشتند. به احترام ما از بسیارى از رسوم ضیافت هاى معمولى ترکیه صرف نظر کرده بودند. مشروبات الکى را حذف کرده و خواننده زن دعوت نکرده بودند. زنان کمى دعوت شدند و جاى آنها را با فاصله از من قرار داده بودند و فقط برنامه موزیک و شعرخوانى که آهنگ هاى ایرانى هم داشت، اجرا مى کردند که باعث تعجب حضار شده بود. اصولاً در آن مراسم، آقاى دمیرل سعى مى کرد به من نزدیک باشد، مگر در سرمیز شام که چون همسرش بى حجاب است و طرف چپ او بود، به پیشنهاد خودمان بین من و دمیرل، افرادی نشاندند که فاصله من با زن بى حجاب بیشتر باشد، اما به خاطر تعدادکم گارسون و تعدد میهمان، فاصله غذاها خیلى زیاد و خسته کننده بود.
دو ساعتى نشستیم. خسته شدم، نماز هم نخوانده بودیم. به بهانه نماز و تلفن، موافقت آقای دمیرل را گرفتم که شخصاً ضیافت را نیمه کاره ترک کنم؛ علیرغم حضور میهمان ها، تا بیرون کاخ به بدرقه من آمد. با هیچ یک از رؤساى دیگر که بعد از من جلسه را ترک مى کردند، چنین رفتارى نکرده بود. نماز خواندم. دکتر روحانى هم با من آمد و به دکتر ولایتى گفتم تا آخر ضیافت بماند. براى جبران کم خوابى شب قبل، زود خوابیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام