خاطرات اکبر هاشمی - ۸ مرداد ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
4 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 09:30کد خبر32895

ساعت هفت ونیم صبح، براى برنامه «یک روز با رییس جمهور» و بازدید به صداوسیما رفتیم. با برنامه جالب گروه سرود و سمفونی استقبال کردند. از نمایشگاه قسمتى از کارهاى جارى بازدیدکردم. آقاى [احمد] پورنجاتى، [معاون سیما] توضیح داد. تمامى برنامه مستقیم پخش مى

ساعت هفت ونیم صبح، براى برنامه «یک روز با رییس جمهور» و بازدید به صداوسیما رفتیم. با برنامه جالب گروه سرود و سمفونی استقبال کردند. از نمایشگاه قسمتى از کارهاى جارى بازدیدکردم. آقاى [احمد] پورنجاتى، [معاون سیما] توضیح داد. تمامى برنامه مستقیم پخش مى شد و خیلى هنرمندانه و حرفه اى تنظیم شده بود. هم براى تجلیل از من و هم براى تقویت صداوسیما که در انتخابات های اخیر به خاطر بد تبلیغ کردن آسیب دیده است.

در برنامه سیر و سفر، با آقاى [اقبال] واحدی، مجرى برنامه، در جلفا صحبت کردم. مردم جلفا هم جمع بودند. مجرى برنامه خانواده هم که یک خانم زبردستى است، مصاحبه اى کرد و از همسرم عفت تجلیل نمود. خاطره اولین دوران سربازى در زمان شاه را گفتم؛ آن هم جالب شد.

از تعدادی از استودیوهاى صدا که برنامه هاى گوناگون اجرا مى کردند، در حال اجراى برنامه بازدیدکردم و با آنها صحبت نمودم. گروه کودک و کوچولوها، برنامه تجلیل جالبى با سرود و دکلمه و سئوال و جواب اجرا کردندکه گفتم هدیه بدهند.

در برنامه چند شبکه تلویزیونى و رادیویى، مصاحبه شد و آقاى [داریوش] کاردان، هنرمند بسیار جالب که به چندین لهجه و زبان، مثل خود مردم صحبت مى کنند، برنامه اجرا کرد، با مضمون اینکه من دائماً مشغول بازدید از نقاط مختلف کشور و افتتاح طرح هاى بزرگ و سازندگى هستم. از ایستگاه اینترنت بازدیدکردم که هم مى گیرند و هم مى دهند و جالب و مهم است. از بخش برون مرزى دیدن کردیم که به 27 زبان برنامه پخش مى کند و براى هر زبان، جمعى از افراد اصلى همان زبان را استخدام کرده اند. چند ایستگاه کار جدید افتتاح شد.

در سالن همایش ها، سه سرود که دربارة من و سازندگى ساخته بودند، با گروه کٌر و سمفونى خودشان اجرا کردند. اشعار را آقاى [علی] معلم سروده و جالب بود. آقاى [علی] لاریجانى، [رییس سازمان صداوسیما] هم گزارش داد و هم تمجید نمود و لوح سپاس و قالى تقدیم کرد. من هم صحبت طولانى کردم؛ هم دربارة سازندگى و هم خدمات صداوسیما که پخش شد.

از نمایشگاه تولیدات صنعتى مربوط به صداوسیما بازدید کردم. از بخش سیاسى و مرکز خبر بازدید نمودم. سپس در اخبار ساعت 14 تلویزیون، هنگام پخش خبر حضور یافتم. مصاحبه کوتاهى انجام شد؛ روى هم رفته برنامه جالب و مفیدی بود.

ساعت سه ونیم بعد از ظهر به دفترم رفتم. پس از کمى استراحت به جلسه هیأت دولت رفتم. دکتر [حسن] حبیبى، [معاون اول رییس جمهور]، متنى در تشکر از من قرائت کرد. من هم در قدردانى از خدمات و همکارى اعضاى دولت صحبت کردم. مصوبات زیادی داشتیم، براى اینکه در ایام فترت انتقالى، مشکلى براى کشور پیش نیاید. آخرین جلسه هیأت دولت بود. عکس دسته جمعى و یادگارى برداشتیم.

پیش از ختم جلسه دولت، به دفترم برگشتم. با آقاى [سیدمحمد] خاتمى، [رییس جمهور منتخب] ملاقات داشتم. دربارة اعضاى کابینه اش توضیحى داد؛ به جز وزارت اطلاعات، مشکلى ندارد؛ دو سه مورد هنوز بین دو سه نفر مُردد است. روى هم رفته کابینه چپ است که بیشتر آنها از چپ هاى معتدل اند.

براى وزارت اطلاعات، افراد زیادی را براى رهبرى مطرح کرده، ایشان نپذیرفته اند. احتمال مى دهد که رهبرى نظرشان به افراد خاصى از [مدرسه] حقانی ها باشدکه بنا ندارد بپذیرد و ممکن است به سرپرستى بیانجامد. با مشکل [پرونده قضایی] شهردارى تهران و مراجعت سفراى خارجى هم مواجه است که از من توقع کمک دارد.

دکتر حبیبى براى دستور مجمع تشخیص مصلحت نظام آمد و دربارة پذیرفتن سمت معاونت اول آقاى خاتمى مشورت کرد که موافقت کردم، ولى هنوز مردد است. شب به خانه آمدم. آقاى خاتمى و آقاى [محمود] واعظى، تلفنى خواستند که براى حل مشکل سفراى اروپایى کمک کنم. آخرین پیشنهاد اروپایى ها، این است که سفیر جدید اسپانیا که هنوز استوارنامه اش تقدیم نشده، در سفر با سفیرآلمان همراه باشد. تلفنى با رهبرى صحبت کردم؛ نپذیرفتند و گفتند اروپایى ها مى خواهند به هر وسیله شده، دستور آخرآمدن سفیر آلمان را بى اثرکنند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا