خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ تیر ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 14:41کد خبر29283

در اخبار صبح، خبر تلف شدن صدها زایر مکه در تونل جدیدالاحداث بین مکه و عرفات آمده بود که تا شب معلوم شد به اعتراف رسمى عربستان سعودى، عدد تلفات به 1426 نفر رسیده است. خبر دیگر هم اینکه کنگره حزب کمونیست شوروى، با تنزل و تزلزل حزب، شروع به کار کرده است. با

در اخبار صبح، خبر تلف شدن صدها زایر مکه در تونل جدیدالاحداث بین مکه و عرفات آمده بود که تا شب معلوم شد به اعتراف رسمى عربستان سعودى، عدد تلفات به 1426 نفر رسیده است. خبر دیگر هم اینکه کنگره حزب کمونیست شوروى، با تنزل و تزلزل حزب، شروع به کار کرده است.

با هلی کوپتر از [اردوگاه]منظریه به سوى مناطق زلزله زده پرواز کردیم. وزیر کشور و معاونان و محسن همراه بودند. در حدود منطقه آبیک[در نزدیکی قزوین]، یک موتور هلی کوپتر در فضا خاموش شد؛ همان جا در مزرعه یونجه کنار کارخانه سیمان آبیک فرود آمدیم. چون هلی کوپتر دو موتور داشت، به خیر گذشت. هنگام فرود چند مترى روى زمین کشیده شد و آرام گرفت. هلى کوپتر شنوک که همراهان را حمل مى کرد، همان جا فرود آمد و سفر را با آن ادامه دادیم. همراهان دستپاچه شده بودند.

قرار بود اول در رازبیان و سپس در گشت رود قزوین بنشینیم که به خاطر ابرى بودن منطقه، هلى کوپترها نتوانستند برسند؛ ناچار از سومین بخش برنامه آغاز کردیم. در منطقه قاقازان تاکستان در روستاى بیگ کندى فرود آمدیم. مردم اجتماع کرده بودند. این روستا 215 خانوار داشت که تقریباً همه خانه ها خراب شده است و همه مردم در چادر زندگى مى کنند. تلفات جانی کم بوده: 12 نفر. مردم ابراز احساسات پرشورى نمودند. برایشان صحبت کردم . خواست عمدة آنها ساخت مسکن مناسب است و بعضى ها خواهان انتقال محل روستا به کنار جاده بودند؛ از کمک رسانى راضى بودند.

از آنجا به روستاى سیاه پوش در طارم سفلى در جنوب دریاچه سد منجیل رفتیم. همان وضع قبلى تکرار شد. خرابى اینجا بیشتر است و تلفات آنها بیشتر از کسانى بوده که موقع زلزله در شهر منجیل بوده اند. ساختمان هاى روستایى به خاطر سقف هاى سبک، تلفات کم داشته است. چادرها را در باغ هاى زیتون زیر درخت ها نصب کرده بودند.

با اتومبیل به روستاى میرخواند رفتیم. تعداد 100 خانوار داشت. 12 کشته و شش مجروح داشتند. خواست شان سرعت در ساخت مسکن و خرید محصولات کشاورزى با قیمت بهتر بود. به روستاى اوُرکن کُرد رفتیم؛ روستایی بزرگتر و با خرابى بیشتر و تلفات کم و خواست هاى مشابه روستاهاى دیگر.

به منطقه طارم علیا پرواز کردیم. در گیلوان، در محل جهادسازندگى ناهار و نماز و استماع گزارش کارها، کمبودها و نیازها انجام شد. امام جمعه زنجان و شال و نمایندگان هم بودند؛ نسبتاً خوب کار کرده اند. دستور داده شد که سیب زمینى و گوجه فرنگى را با قیمت بهترى بخرند.

با ماشین به روستاى کوهکن عُلیا رفتیم. جاده هاى روستایى همه جا خوب است؛ خرابى خیلى زیاد است و تلفات اینها 56 نفر از 500 نفر مردم روستا است. همان برنامه جاهاى دیگر تکرار شد: اجتماع و ابرازاحساسات و طرح خواسته ها و تسلیت. در اینجا چند نفر، از سبک امدادها شاکى بودند. از مزرعه برنجى که به خاطر شکاف زمین، آب آن قطع شده و خسارت دیده بود، بازدید کردیم.

به بخش آب بر رفتیم. دو هزار خانوار و حدود 200 نفر تلفات دارند. در ستاد امداد توضیحات گرفتیم. در جاده ها با مردم صحبت کردیم. و به نیازها رسیدگى کردیم. براى مردم صحبت نمودم. به سوى تهران پرواز کردیم. چند برنامه را نتوانستیم انجام دهیم؛ بیش از حد امکان، برنامه گذاشته بودند.

خبر دادند یکى از فیلم برداران همراه، از اتومبیل وانت به زمین افتاده و در حال کُما به بیمارستان برده اند؛ تأکید بر رسیدگى کردم. ساعت هفت بعدازظهر به تهران رسیدیم. شب در خانه استراحت کردم. رفع خستگى شد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا