خاطرات اکبر هاشمی - ۵ مرداد ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ خرداد ۱۳۷۸
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 05:48کد خبر32160

در خانه بودم. خلوت بود. عفت در مشهد و فاطی و مهدی در الموت و فائزه در اردبیل و یاسر و محسن هم اینجا هستند. با یاسر در مورد شترهایی که آقای [معمر] قذافی، رهبر لیبی در سال های گذشته به او هدیه کرده و در لیبی مانده است، صحبت کردیم. بالاخره ترجیح دادیم که

در خانه بودم. خلوت بود. عفت در مشهد و فاطی و مهدی در الموت و فائزه در اردبیل و یاسر و محسن هم اینجا هستند. با یاسر در مورد شترهایی که آقای [معمر] قذافی، رهبر لیبی در سال های گذشته به او هدیه کرده و در لیبی مانده است، صحبت کردیم. بالاخره ترجیح دادیم که تحویل نگیرد. با محسن در مورد ساخت مصلای تهران و مترو، اشجار پسته البرز و قم و آبیاری تحت فشار مذاکره کردیم.

عصر آقای ناطق نوری، [رییس مجلس] آمد. راجع به انتخابات آینده مجلس و ریاستجمهوری صحبت شد. نگران است که من از دیگران و بیشتر از تشکل جدیدی به رهبری آقای دکتر [حسن] روحانی، حمایت کنم. من هم تذکراتی دادم که مواضع حسابشده ای بگیرند که توده مردم را که اهل زندگی و خواهان رفاه مادی اند، از خودشان دور نکنند و از تندروی های مجلس هم انتقاد کردم. در همین جهت و دربارة مدیریت جامعه روحانیت مبارز هم صحبت شد؛ بعضاً از کنارهگیری آقای مهدوی کنی، ناراضی نیستند. شعارهای تبلیغاتی انتخابات و برنامه حمایت از سیاست های دولت را توضیح داد و گزارشی از تبلیغات گذشته خودش و دوستانش در توضیح توفیقات دولت را آورد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا