خاطرات اکبر هاشمی - ۵ مرداد ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 15:23کد خبر29308

دکتر ولایتى، [وزیر امورخارجه]، تلفنى اطلاع داد که امروز آقای اَنیس نقّاش و همدستانش در فرانسه آزاد مى شوند و به ایران مى آیند. براى خطبه ها مطالعه کردم. نمازجمعه را در دانشگاه تهران اقامه نمودم. عصر بچه ها مى خواستند مرا در استخر بیندازند، زورشان نرسید؛

دکتر ولایتى، [وزیر امورخارجه]، تلفنى اطلاع داد که امروز آقای اَنیس نقّاش و همدستانش در فرانسه آزاد مى شوند و به ایران مى آیند. براى خطبه ها مطالعه کردم. نمازجمعه را در دانشگاه تهران اقامه نمودم.

عصر بچه ها مى خواستند مرا در استخر بیندازند، زورشان نرسید؛ فهمیدند پدرشان قدرت جسمى بیش از آنها دارد. آقاى [عبدالمجید] معادیخواه آمد؛ از مزاحمت بعضى از عناصر در دستگاه قضایى نگران بود. شب بچه ها به رستوران رفتند و بیرون شام خوردند؛ براى من هم آوردند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا