تا ظهر در منزل بودم. منتظر ختم مذاکرات رییس جمهور تاجیکستان با رهبران اپوزیسیون بودم که برای امضای توافقنامه و بدرقه بروم. دکتر ولایتی اطلاع داد که ابتدا با کمی اشکال، ملاقات کوتاهی با مجموعه سران مخالف کرده و سپس آقایان رحمانُف و نوری در پشت درهای بسته
تا ظهر در منزل بودم. منتظر ختم مذاکرات رییس جمهور تاجیکستان با رهبران اپوزیسیون بودم که برای امضای توافقنامه و بدرقه بروم. دکتر ولایتی اطلاع داد که ابتدا با کمی اشکال، ملاقات کوتاهی با مجموعه سران مخالف کرده و سپس آقایان رحمانُف و نوری در پشت درهای بسته به مذاکره نشسته اند و ساعت ها طول کشیده و علایم پیشرفت در مذاکرات به چشم می خورد.
نزدیک ساعت دو بعد از ظهر، اطلاع دادند که به سعدآباد بروم. هر دو طرف اظهاررضایت کردند. ابتدا جلسه کوتاهی داشتیم که عکس و فیلم تهیه شد. سپس برای امضای توافقنامه شان رفتیم. دو طرف نشستند و سند را امضا کردند. همراهان دوطرف پشتسرمان ایستاده بودند. چند جمله ای نصیحت شان کردم؛ مبنی بر ضرورت صلح و اینکه از طریق نزاع و جنگ، به جایی نخواهند رسید .
بلافاصله به سوی سعدآباد حرکت کردیم. در راه آقای رحمانُف، از کمک های من برای ایجاد توافق تشکر کرد و هم از اینکه برنامه سفر را عوض کردیم و از شیراز به تهران برگشتند و اینجا مذاکره شد، اظهار رضایت کرد. قبلاً وقتی که پیشنهاد تغییر برنامه شده بود، مقاومت کرد و گفت که پدرش وصیت کرده، برنامه سفر را هیچ وقت تغییر ندهد. تصورشان این بود که عملاً آقای نوری، دیرآمده که بگویند سفر را بههم زده اند. با توضیحاتی که دادیم که تأخیر به خاطر دیررفتن هواپیمای ما و عدم همکاری حکومت افغانستان بوده، سوءظنشان ظاهراً کم شد.
از سفر شیراز و دیدن تختجمشید و حافظیه و سعدیه، خیلیخوشحال و از صفا و عظمت شان متعجب بودند. در فرودگاه مصاحبه کردیم و بدرقه رسمی نمودم. از همانجا با هلی کوپتر به محل سد لتیان رفتیم. عفت و بچه ها و بستگان قبلاً رفته بودند.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام