خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ تیر ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۰
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 15:14کد خبر29300

در اخبار، تهدید عراق علیه کویت و تیره شدن روابط آنها و درگیری هاى اَمَل و حزب الله و احتمال دخالت فلسطینى ها مورد توجه است. جمعى از دختران شرکت کننده در مسابقه «نامه ای به امام»، همراه پدران و [مسئولین مرکز آفرینش های ادبی]کانون پرورش فکری کودکان و

در اخبار، تهدید عراق علیه کویت و تیره شدن روابط آنها و درگیری هاى اَمَل و حزب الله و احتمال دخالت فلسطینى ها مورد توجه است. جمعى از دختران شرکت کننده در مسابقه «نامه ای به امام»، همراه پدران و [مسئولین مرکز آفرینش های ادبی]کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آمدند. چند نامه خواندند و چند سئوال کردند. برایشان صحبت کردم .

چند نفر از پدران شهید از آموزش و پرورش آمدند و از بدحجابى و [عملکرد]شهردارى تهران شکایت داشتند. مبالغى براى کمک به زلزله زدگان هم آوردند.گروه تنظیم «کلید قرآن» از قم آمدند. گزارش کار و نحوة استفاده از کامپیوتر برای پیشبرد کار را دادند. ناهار هم ماندند. قرار شد مقدمة کتاب را بنویسم؛ کار بزرگ و

ماندگارى است. در زندان نوشته ام، آنها تنظیم مى کنند .

آقاى [سیدجلال الدین]طاهرى اصفهانى،[امام جمعه اصفهان و نماینده استان اصفهان در مجلس خبرگان] آمد. دربارة مصوبات مجلس خبرگان سئوال داشت. دربارة پشت کنکوری ها و افغان هاى متخلف هم مذاکره شد.

عصر آقاى آقازاده، وزیر نفت آمد. گزارش سفر به الجزایر، لیبى و مذاکره با وزیر نفت عراق را داد؛ راضى است. براى سیاست مان در اوپک مذاکره شد. آقاى [بیژن نامدار]زنگنه، [وزیر نیرو] آمد. از علاقة مهندسان آب وزارت جهاد سازندگى براى همکارى با وزارت نیرو گفت؛ گفتم تا تصویب و ابلاغ لایحه صبر کنید. آقاى[غلامرضا] فروزش،[وزیر جهادسازندگی] نگران رفتن نیروهایش است.

مغرب به خانه آمدم. عفت به رفسنجان رفته است. با سعید و فاطى و بچه ها و مهدى شام خوردیم؛ از بیرون پیتزا گرفته بودند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا