از خانه به وزارت اطلاعات رفتیم. مهدی و یاسر هم آمدند. بازدیدم عصر تا ساعت پنج و نیم طول کشید. در نمایشگاه، کارهاى همه معاونت ها و مدیریت ها را تنظیم کرده بودند. همه را دیدم و مدیران ذیربط توضیحات دادند؛ بهتر از آنچه تصور مى کردم به نظرم آمد. نزدیک ظهر
از خانه به وزارت اطلاعات رفتیم. مهدی و یاسر هم آمدند. بازدیدم عصر تا ساعت پنج و نیم طول کشید. در نمایشگاه، کارهاى همه معاونت ها و مدیریت ها را تنظیم کرده بودند. همه را دیدم و مدیران ذیربط توضیحات دادند؛ بهتر از آنچه تصور مى کردم به نظرم آمد.
نزدیک ظهر [آقای شانکار دایال شرما]، رییس جمهور هند آمد. در مسیر سفر به اوکراین براى سوخت گیرى در تهران نشسته بودند. با هلى کوپتر آنها را از فرودگاه به وزارت اطلاعات آوردند. وزیر امورخارجه هم همراهش بود. خوشبختانه پَد هلى کوپتر هم در
عکس ملاقات با رئیس جمهور هند
فضاى باز وزارت داشتیم. مذاکراتمان تشریفاتى بود. مطالب مهمى نداشتیم. مقدارى دربارة سوابق زبان فارسى در هند و تداوم واژه ها و استفاده فارسى در ادبیات هندوستان و دیوان اصل حافظ و شاهنامه فردوسى صحبت شد. زبان فارسى مى فهمد، اما خوب صحبت نمى کند. اصولاً بزرگان هند و پاکستان، دانستن اصطلاحات، اشعار و واژه هاى فارسى را براى تظاهر به ادب و فضل مى دانند.
در جمع پرسنل وزارت اطلاعات سخنرانى کردم و تشویق شان نمودم. نماز هم به امامت من خوانده شد. ناهار و استراحت مختصرى هم داشتیم. برنامه اى عمل کردن وزارت و کارهاى فنى و آموزشى و شگردهاى اطلاعاتى و روحیات دینى و انقلابى شان، براى من جالب تر بود.
شوراى عالى انقلاب فرهنگى جلسه داشت. پیشنهاد وزارت ارشاد در خصوص اجازة دایر کردن تلویزیون به بخش خصوصى و سازمان هاى دیگر دولتى در دستور بود که ناتمام ماند. فقط پذیرفتیم که بخشى از اوقات خالى صداوسیما در اختیار سایر ارگان ها قرار گیرد که با هزینه خودشان، برنامه های تخصصی اجرا کنند.
شب در دفترم ماندم. عفت و فائزه از لندن تلفن کردند. عفت کمى ناراحت بود که دکتر خواسته در مورد کبد او بیوپسی[=تکه برداری] کند؛ گفتم قبول کند. کار آسان و معمولى است؛ از دکتر ملک زاده پرسیده بودم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام