خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ تیر ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 15:01کد خبر29294

در خانه بودم، کار داشتم. ظهر بستگان مهمانمان بودند. ناهار از بیرون خبر کردیم. عصر مقدارى شناى بچه ها را در استخر خانه تماشاکردم؛ در حقیقت حوض بزرگى است. بچه هاى شهرستانى، از بچه هاى ما شجاع تر و مسئولیت شناس تر به نظرم آمدند. هر یک به فکر لباس و

در خانه بودم، کار داشتم. ظهر بستگان مهمانمان بودند. ناهار از بیرون خبر کردیم. عصر مقدارى شناى بچه ها را در استخر خانه تماشاکردم؛ در حقیقت حوض بزرگى است. بچه هاى شهرستانى، از بچه هاى ما شجاع تر و مسئولیت شناس تر به نظرم آمدند. هر یک به فکر لباس و ابزار خود بودند، بر خلاف بچه هاى خودمان.

دکتر[سیف الله]وحید[دستجردی، رییس جمعیت هلال احمر] آمد وگزارش کارهاى هلال احمر براى زلزله زدگان و آمار کمک هاى خارجى را گفت و از وزیر بهداشت و درمان انتقاداتى داشت. شب آقاى[عبدالله] نورى، [وزیر کشور]، تلفنى از ضعف همکارى وزارت دفاع گله کرد؛ به آقاى ترکان، [وزیر دفاع] تذکر دادم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا