خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ دی ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 10:37کد خبر26720

تا ساعت هشت صبح در دفترم کار کردم. در جلسه علنى، یکسره تا ظهر ماندم و خیلى خسته شدم. ظهر مسئول بنیاد مستضعفان آمد و از اینکه طبق تبصره اى از لایحه بودجه سابق، مى خواهند کارخانه ها را از بنیاد بگیرند و به دولت بدهند، ناراحت بود. آقایان [غلامعلى] شهرکى و

تا ساعت هشت صبح در دفترم کار کردم. در جلسه علنى، یکسره تا ظهر ماندم و خیلى خسته شدم. ظهر مسئول بنیاد مستضعفان آمد و از اینکه طبق تبصره اى از لایحه بودجه سابق، مى خواهند کارخانه ها را از بنیاد بگیرند و به دولت بدهند، ناراحت بود. آقایان [غلامعلى] شهرکى و [سیدحسن حسینى] طباطبایى نمایندگان زابل آمدند و از عزل فرماندارشان و گرفتن کمیته از دست طباطبایى گله داشتند. آقاى جمى امام جمعه آبادان آمد و از تحرکات وسیع جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم] براى انتخابات و حذف مخالفان از انتخابات گفت و نگران بود.

عصر در جلسه حزب [جمهورى اسلامى] شرکت نکردم. در دفترم به امضاى احکام ترفیع کارکنان مجلس پرداختم. شب تا ساعت نه در دفترم، جلسه اصلاح مواضع حزب داشتیم. دیروقت به خانه آمدم. گزارش ها نشان مى دهد که استکبار جهانى و امپریالیسم خبرى با اتهام واهى تروریست معرفى کردن جمهورى اسلامى، تبلیغات وسیعى علیه ما به راه انداخته اند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا