خاطرات اکبر هاشمی - ۸ بهمن ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 12:14کد خبر31598

پیش از ظهر آقایان [عبدالله] نورى و [قدرتالله] علیخانى آمدند؛ حرف مهمى نداشتند. آقاى نورى منزوى شده و درس مى خواند و نمى خواهد کارى بگیرد. ظهر بچه ها جمع بودند. عفت هم از مدینه صحبت کرد. حالش خوب است و مى گوید آنجا خیلى شلوغ است. عصر براى افتتاح اجلاس مجمع

پیش از ظهر آقایان [عبدالله] نورى و [قدرتالله] علیخانى آمدند؛ حرف مهمى نداشتند. آقاى نورى منزوى شده و درس مى خواند و نمى خواهد کارى بگیرد. ظهر بچه ها جمع بودند. عفت هم از مدینه صحبت کرد. حالش خوب است و مى گوید آنجا خیلى شلوغ است.

عصر براى افتتاح اجلاس مجمع جهانى شیعه، به مرکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان رفتیم. بازدید از نمایشگاه کممحتوا و استماع قرآن و سرود انجام شد. اظهارات آقاى [ابراهیم] امینى که بنا بود به عنوان خیر مقدم باشد، ولى سخنرانى شد. من صحبت نمودم و به خانه مراجعت کردیم.

آقاى [سیدمحمدحسین] فضل الله، [از علمای برجسته لبنان]، از تأثیر مصاحبه من با [حسنین] هیکل گفت. در گزارش ها آمده که هواپیماهاى ترکیه در تعقیب کُردهاى شورشى، در خاک عراق بمباران زیادی کرده اند و چند روستاى مرزى سردشت هم بمب خورده و عده اى شهید و مجروح شده اند.

شب هم بچه ها بودند. محسن طرح نهایى راه اندازى متروی تهران را براساس اولویت بندی خطوط آورده بود. مهدی مقدارى از سفر ترکمنستان گفت. مقدارى هم دربارة پیشنهاد بعضى نمایندگان در مورد گران کردن انرژى و برگرداندن عمده درآمد به مردم صحبت شد.

آخر شب آقاى [سیدحسین] موسویان از آلمان، تلفنى اطلاع داد که دولت آلمان با مهلت پیشنهادی ما براى پرداخت معوقه های ارزی، به طور اصولى موافقت کرده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا