خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ دی ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 13:49کد خبر32336

در منزل بودم. از نیمه شب دیشب تا ساعت سه بعد از ظهر امروز، یکسره برف داشتیم. عموزاده احمدآقا آمد. برای اجازه ورود کالا با بخشی از ارزهای صادراتی شرکت تعاونی پسته استمداد کرد و گفت، پسته را برای منزوی کردن تجار متفرقه که باعث ارزانی پسته در خارج می شوند،

در منزل بودم. از نیمه شب دیشب تا ساعت سه بعد از ظهر امروز، یکسره برف داشتیم. عموزاده احمدآقا آمد. برای اجازه ورود کالا با بخشی از ارزهای صادراتی شرکت تعاونی پسته استمداد کرد و گفت، پسته را برای منزوی کردن تجار متفرقه که باعث ارزانی پسته در خارج می شوند، گران خریده اند و اگر حمایت شوند، قیمت پسته در خارج را بالا می برند.

فهیمه خانم- دختر امام و همسر آقای [محمود] بروجردی، سفیرمان در فنلاند- به عنوان تسلیت فوت والده آمد و گفت، به خاطر بیکاری و کم معاشرتی، در آنجا دارد خسته می شود. گفت در جامعه شایع است که این گروه از وزرا که اخیراً بیانیه انتخاباتی داده اند، لیست مورد نظر من را مطرح می کنند. ظهر بچه ها جمع بودند و بحث محفلی، همین بیانیه انتخاباتی وزرا است. به نظر می رسد، مسأله گروگان گیری چچنی ها دارد تمام می شود؛ گرچه جمعی را با خود به گرجستان برده اند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا