خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ دی ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 13:49کد خبر32335

تا ساعت نُه و نیم صبح در دفترم کار کردم. جمعی از طلاب که از طرف سازمان تبلیغات رفته اند و برای تبلیغ در روستاهای محروم اقامت کرده اند، آمدند. حدود سیصد نفرند. آقای [علی] سعیدی [شاهرودی]، معاون سازمان گزارش داد و من تشویق شان کردم و کار آنها را تکمیل

تا ساعت نُه و نیم صبح در دفترم کار کردم. جمعی از طلاب که از طرف سازمان تبلیغات رفته اند و برای تبلیغ در روستاهای محروم اقامت کرده اند، آمدند. حدود سیصد نفرند. آقای [علی] سعیدی [شاهرودی]، معاون سازمان گزارش داد و من تشویق شان کردم و کار آنها را تکمیل برنامه محرومیت زدایی دولت قلمداد نمودم و وعده حمایت بیشتر، منجمله ساختن «خانه عالم» در روستاها دادم که تاکنون 75 باب، از بودجه فرهنگی مناطق محروم ساخته ایم.

سپس یک مصاحبه دو سه ساعته با صداوسیما دربارة مسایل دوران زندان ها و مبارزات داشتیم . آقای جلال رفیع که در آخرین زندان، هم بند من بود، برای طرح سئوال ها آمده بود و برای یادآوری خاطرات و مسایل زندان، خیلی به من کمک کرد.

عصر استخری گرفتم و به خانه آمدم. در گزارش ها هنوز مسأله گروگان گیری چچن ها از روس ها مورد توجه است؛ به خصوص که یک کشتی روسی را هم با بیش از صد مسافر روس، گروگان گرفته اند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا