خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ دی ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 05:30کد خبر27552

در منزل بودم. احمدآقا آمد. درباره بنیاد مستضعفان و مشکل اداره آن و تفکیک اموال مجهول المالک و غیرمجهول و نظریه آقاى [موسوى] اردبیلى و آقاى [طهماسب] مظاهرى بحث شد. قرار شد که عجله نشود و کار بیشترى براى تصمیم گیرى لازم است. درباره جنگ، آخرین وضع را براى

در منزل بودم. احمدآقا آمد. درباره بنیاد مستضعفان و مشکل اداره آن و تفکیک اموال مجهول المالک و غیرمجهول و نظریه آقاى [موسوى] اردبیلى و آقاى [طهماسب] مظاهرى بحث شد. قرار شد که عجله نشود و کار بیشترى براى تصمیم گیرى لازم است. درباره جنگ، آخرین وضع را براى اطلاع امام توضیح دادم. مقدارى گزارش ناخوانده از هفته گذشته مانده که امروز خواندم.

نیروى هوایى اجازه عملیات برون مرزى خواست؛ گفتم فقط در صورت حمله هوایى عراق و به عنوان تلافى انجام شود. سیاست جنگى این است که قبل از عملیات، جو را متشنج نکنیم. شب همشیره صدیقه آمد. عازم سوریه است. از بستگان رفسنجان و نوق احوال پرسى کردم. گفت همه حال شان و وضع شان خوب است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا