خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ دی ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 05:28کد خبر27545

هنگام اذان صبح بیدار شدم. یاسر مشغول درس خواندن براى آمادگى امتحان شد. مهدى بعد از نماز خوابید و من به کار پرداختم. ساعت هفت ونیم صبح جلسه ستاد رسمى شد. بحث تا ساعت ده ونیم ادامه یافت. جلسه در مجموع خوب و موفق بود. بهتر از همیشه هماهنگى و امکانات وجود

هنگام اذان صبح بیدار شدم. یاسر مشغول درس خواندن براى آمادگى امتحان شد. مهدى بعد از نماز خوابید و من به کار پرداختم. ساعت هفت ونیم صبح جلسه ستاد رسمى شد. بحث تا ساعت ده ونیم ادامه یافت. جلسه در مجموع خوب و موفق بود. بهتر از همیشه هماهنگى و امکانات وجود دارد.

ظهر به پادگان لشکر ولى عصر سپاه در جاده اندیمشک - اهواز رفتیم. در مسجد پادگان نماز جماعت خواندیم و براى فرماندهان سخنرانى کردم. پس از ناهار و استراحت، ساعت سه، جلسه با فرماندهان لشکرهاى عمل کننده عملیات آینده برقرار شد. گزارش آمادگى و مانور جزء به جزء عملیات را دادند. خیلى زحمت کشیده اند. برنامه دقیقى براى عبور از آب و امکانات فراوان ابتکارى تهیه کرده اند. در مجموع امیدوارکننده است و بسیارى از مشکلات موجود در عملیات گذشته به چشم نمى خورد.

نماز مغرب را همان جا خواندیم و به پایگاه هوایى دزفول برگشتیم. در مرکز ستاد پایگاه با فرماندهان لشکرهاى نیروى زمینى دیدار کردم. در جلسه صبح امروز از سرهنگ رامین فرمانده لشکر 92 درباره پیشروى مختصر عراق در جزیره مجنون جنوبى توضیح خواستم. دفاع درستى نداشت. عراقى ها حدود یک کیلومتر در آب جلو آمده اند. حدود پنجاه شهید و مفقود و اسیر داده ایم. قرار شد خط را تحویل سپاه بدهند. شب به وسیله هواپیماى سیمرغ به تهران برگشتیم. با جنگنده ها در رفت و برگشت محافظت مى شدیم. بعثى ها از زدن هواپیماهاى غیرنظامى ابایى ندارند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا