خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اسفند ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 15:06کد خبر32375

عفت و همسر شهید مطهری، همراه دکتر حبیبی، به سوریه رفتند. مقداری از کارهای عقب مانده را انجام دادم. اخوی محمد، [معاون اجرایی رییس جمهور]، برای امور تنظیم بازار و انتخابات آمد. برای شرکت در ملاقات اعضای مجلس خُبرگان با رهبری، به دفتر رهبری رفتم. آقای

عفت و همسر شهید مطهری، همراه دکتر حبیبی، به سوریه رفتند. مقداری از کارهای عقب مانده را انجام دادم. اخوی محمد، [معاون اجرایی رییس جمهور]، برای امور تنظیم بازار و انتخابات آمد. برای شرکت در ملاقات اعضای مجلس خُبرگان با رهبری، به دفتر رهبری رفتم. آقای [ابراهیم] امینی، [نایب رییس دوم]، با صحبت کوتاهی، گزارش اجلاس را داد. رهبری هم صحبت کردند و از اصل ولایت فقیه دفاع کردند و آن را در معرض هجوم دشمنان گفتند. سپس اعضای خبرگان به دفتر من آمدند. آقای مشکینی، [رییس مجلس خُبرگان رهبری] صحبت کردند و نصایح اخلاقی نمودند. من هم در صحبت کوتاهی از موفقیت های دولت گفتم . نمازجماعت و ناهار و جواب مراجعات میهمانان انجام شد.

عصر جمعی از نمایندگان مجلس که از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شده اند، آمدند و تظلم نمودند. آقای [مصطفی] پورمحمدی، [معاون اطلاعات خارجی وزارت اطلاعات] آمد و برای سفر به عراق، در موارد قابل مذاکره کسب نظر کرد.

جمع زیادی از هنرمندان سینما و فیلم آمدند. آقایان [عزت الله] ضرغامی، [معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی] و داود رشیدی صحبت کوتاهی داشتند. من هم مفصلاً از اهمیت کار سینما و فیلم و وظایف و نقاط قوت و ضعف گفتم .

تا ساعت هشت و نیم شب،کارهای دفتر را انجام دادم. آقای [حسین] کمالی وزیرکار آمد و از برخورد خطی شورای نگهبان شکایت کرد. آقای [مهدی] کروبی هم تلفنی همین شکایت را داشت. تا آخر شب هم جمعی از مردودشدگان آمدند؛ دلم برایشان سوخت، دیگرکاری هم نمی شودکرد. قرار شد از رهبری استمدادکنند. به خانه آمدم. تنهایی شام خوردم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا