خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اسفند ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
5 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 21:25کد خبر33102

صبح تا ساعت یازده در منزل بودیم. براى سفر آماده شدیم. چمدانم را بستم و کمکى هم به مشهدی رجب کردم. همراهان جلوتر به فرودگاه رسیدند. من و عفت، ساعت یازده و نیم رسیدیم. مصاحبه اى با صداوسیما داشتم. ساعت دوازده به سوى ریاض پروازکردیم. آقایان دکتر [علی

صبح تا ساعت یازده در منزل بودیم. براى سفر آماده شدیم. چمدانم را بستم و کمکى هم به مشهدی رجب کردم. همراهان جلوتر به فرودگاه رسیدند. من و عفت، ساعت یازده و نیم رسیدیم. مصاحبه اى با صداوسیما داشتم. ساعت دوازده به سوى ریاض پروازکردیم. آقایان دکتر [علی اکبر] ولایتى، [حسین] محلوجى، [بیژن نامدار] زنگنه، [اکبر] ترکان، [عیسی] کلانترى، [عبدالحسین] وهاجى، [عباس] آخوندی، [سیدمحمود] دعایى، [حسین] مرعشى، مهدی، محسن، یاسر، [محمدعلی] هادی [نجف آبادی]، [محمود] واعظى، [غلامحسین] کرباسچى، عفت، فاطى و جمع زیادی از خانم هاى همراهان و پاسداران و مدیران دیگر همراه بودند.

در مسیر مذاکرات مفیدی داشتیم. با آقاى زنگنه، [وزیر نفت]، دربارة طرح هاى نفت و پتروشیمى و نیز خرید گاز ترکمنستان و نحوه تقویت قیمت نفت صحبت شد. از همراهان احوال پرسى کردم. ناهار را هم در مسیر خوردیم و ساعت دو بعد از ظهر به وقت ریاض رسیدیم.

استقبال گرمى کردند. امیرعبدالله، ولیعهد و تقریباً تمامى اعضای دولت و فرماندهان نظامى و انتظامى و رییس مجلس و امیر ریاض، براى استقبال آمده بودند. سان رسمى شبیه خودمان بود و مصافحه با مستقبلان و مقدارى هم در سالن وسیع و مجلل فرودگاه نشستیم. خانم ها و همراهان، بعد از من پیاده شدند. پرسیدم، فرودگاه چند باند پرواز دارد، گفت چهار پنج تا؛ معلوم شد نمى داند.

دکتر [مُطلّب بن عبدالله] النفیسه، وزیر مشاور، وزیر همراه من بود. از فرودگاه تا محل اقامت که حدود چهل کیلومتر است، سئوالات زیادی نمودم. امسال باران زیادی داشته اند و دشت ها سبز است. دو طرف اتوبان مسیر با درختان نخل و مثمر، سرسبز است. گفت، قسمتى از آب شهر را از چاه ها و بندها و قسمتى را از آب شیرین کن هاى ساحل خلیج فارس در جبیل مى آورند.

شهر ریاض، [پایتخت عربستان سعودی]، سه میلیون نفر جمعیت دارد. خانه ها عمدتاً ویلایى و با قواره های 450 مترى است. میدان ها، پل ها و خیابان های خوبى دارند. مشکل

ترافیک ندارند. کاخ مؤتمرات، مقر ماست. خیلى وسیع و مجلل است. عصر، دکتر [سیدمحمد] صدر، معاون [عربی] وزیر امورخارجه آمد. گزارش مذاکراتش با آقایان فهد، [پادشاه] و ملک عبدالله، [ولیعهد] را داد. از روى کامپیوتر سیارى [= لپ تاپ] که آورده ایم، اخبار را خواندم. با تلفن، به مرکز تهران وصل مى شود. مطلب مهم، مذاکرات کوفى عنان، [دبیرکل سازمان ملل] در بغداد است و هنوز نتیجه معلوم نیست؛ یک روز اقامت را تمدیدکرده اند.

سر شب به ملاقات ملک فهد رفتیم. گفتند، نمى تواند از روى صندلى بلند شود؛ خیز گرفت که بلند شود، مانع شدم. بعد از نشستن، به خبرنگاران اجازه ورود دادند. گفتند، سعى شودکه ملاقات طولانى نشود، زیرا بعد از گذشت یک ربع، از تعادل خارج مى شود. من موضوعاتی چون قیمت نفت، مشکل عراق و افغانستان و فلسطین و همکارى هاى دو کشور را به طور مختصر مطرح کردم. جواب هاى ایشان خارج از موضوع نبود؛ فقط در مورد فلسطین با نفت مخلوط کرد.

به اقامتگاه برگشتیم. خاطرات تا این ساعت را نوشتم. سرشب آقاى [محمدرضا] نورى [شاهرودی، سفیر ایران در عربستان] آمد و گزارش شکایت امیرعبدالله از مقاله اى که در مجله ارزش های آقاى رى شهرى درج شده، داد؛ گفت که به وهابى ها حملات تندی کرده است.

ساعت نُه و نیم شب، به کاخ دیوان ملکى رفتیم، براى مراسم ضیافت که از سوى امیرعبدالله برپا شده بود. شام را میهمان امیرعبدالله بودیم. تا ساعت دوازده شب طول کشید. کاخ عظیمى است. بخشى در اختیار ملک فهد و بخشى در اختیار امیرعبدالله است. سالن هاى بزرگ و مجلل دارد. تمامى شخصیت هاى سعودی، لشکرى و کشورى، قضایى و قانون گذارى و اجرایى و فرهنگى، در مراسم بودند و همگى براى مصافحه و خیرمقدم پیش می آمدند.

در حال صرف شام، با امیرعبدالله دربارة مسایل مهم مذاکره کردیم؛ مثلاً بحران عراق که معلوم شد، موافق حذف صدام هستند، ولى مطمئن نیستند که آمریکا این کار را بکند و تعجب دارند از اینکه در تهران به نفع عراق، بعد از نمازجمعه تظاهرات شده و انتظار دارند که ایران، بیشتر از آنها خواهان ضربه زدن به صدام باشد.

معتقدند، اگر صدام جان به در ببرد، در آینده خطرناک تر مى شود، ولى مایل نیستند این افکار را اعلان کنند. معلوم شد به آمریکا، اجازه استفاده مستقیم از پایگاه هاى سعودی را نداده اند، ولى مانع آن نیستند، هواپیماهاى آمریکایى که در پایگاه هاى سعودی هستند، به کشور دیگر - مثل کویت - بروند و از آنجا عملیات کنند. از آمریکا در ملاقات با خانم [مادلین] آلبرایت، [وزیر امورخارجه آمریکا]، به خاطر تحمیل هزینه هاى جنگ بر اعراب، شکایت کرده اند.

دربارة قیمت نفت صحبت کردیم. معلوم شد، سقوط قیمت نفت مشکلات زیادی براى آنها به وجود آورده و از همکارى براى اصلاح قیمت نفت استقبال مى کنند. براى سفرى به صحرا، براى دیدن مناطق بدویه مذاکره کردیم.

بعد از شام، جلسه اى با همراهان و مسئولان سعودی گرفتیم. امیرعبدالله، بار دیگر از من به خاطر نقشى که در ایجاد تفاهم بین دو کشور داشته ام، تجلیل فراوانى کرد و گفت، اگر تلاش من نبود، کنفرانس اسلامى در تهران انجام نمى شد. در ملاقات با آقاى [سیدمحمد] صدر، [معاون وزیر امورخارجه] که پیام آقاى [سیدمحمد] خاتمى، [رییس جمهور] را آورده، گفته است، شماها ممنون آقاى هاشمى باشید، شخص بزرگى است و باعث حل مشکلات دو کشور.

من هم با تشکر از نقش ایشان، موضوعات متعددی را براى مذاکره همراهان تعیین کردم؛ دربارة نفت و پتروشیمى و صنایع و کشاورزى و بازرگانى و عراق و فلسطین و افغانستان. بالا بُردن تعداد سهمیه حجاج ما را ایشان هم پذیرفت و قرار شد، مسئولان دو طرف مذاکره کنند و نتیجه را در جلسه مذاکرات بعدی ارایه دهند. آقاى سعودالفیصل، وزیر امورخارجه با تمجید از آقاى ولایتى، اظهارتأسف کرد از اینکه وزارت خارجه ایران، از ایشان محروم شده است.

ساعت نیم بامداد. به مقر رسیدیم. بخشى از اخبار ایران و جهان را گرفتم. مسأله عمده، بحران عراق است. مذاکرات امروز کوفى عنان تاکنون به نتیجه نرسیده و گزارش ها تردید و خوف و رجا را مطرح مى کنند؛ بناست فردا با صدام ملاقات کنند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا