خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ آذر ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 04:52کد خبر27512

بعد از نماز تا ساعت نه صبح مطالعه کردم. آقاى نخست وزیر آمد. راجع به مسأله هتل قدس مشهد که قبلاً با بودجه آستان قدس [رضوى] و در اراضى آن آستان ساخته شده و خیلى ارزان به بنیاد پهلوى منتقل شده و حالا دست بنیاد مستضعفان است و آستان قدس مى خواهد پس بگیرد،

بعد از نماز تا ساعت نه صبح مطالعه کردم. آقاى نخست وزیر آمد. راجع به مسأله هتل قدس مشهد که قبلاً با بودجه آستان قدس [رضوى] و در اراضى آن آستان ساخته شده و خیلى ارزان به بنیاد پهلوى منتقل شده و حالا دست بنیاد مستضعفان است و آستان قدس مى خواهد پس بگیرد، بحث شد.

فرماندهان سپاه آمدند و تا شب ساعت ها راجع به برنامه عملیات آینده و نیازها و امکانات و... مذاکره کردیم. ظهر هم استراحت نکردم و خیلى خسته شدم. به نظرم مى آید براى احتیاط در تأمین امکانات، زیاده از حد معطل مى شوند و با حضور این همه نیرو در جبهه ها، معطل کردن به نفع نیست، ولى نمى شود بدون آمادگى کامل هم عمل کرد.

کارها را از مجلس آوردند، انجام دادم. آقاى نخست وزیر، تلفنى اطلاع داد که [نامه] معرفى وزرا را که به مجلس ارسال کرده، به خاطر مطالبى که گفته شده، فردا در مجلس مطرح نکنم. معمولاً روزهایى که مجلس جلسه ندارد، کارها را در منزل انجام مى دهم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا