خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ دی ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 23:09کد خبر31952

با اینکه والده و همشیره بودند، اول وقت تنهایى صبحانه خوردم و براى مراسم عید [مبعث] آیتالله خامنه اى، رفتم. در حیاط بیرونى به هم رسیدیم؛ ایشان از اندرونی شان مى آمدند و من از بیرون. قبل از شروع مراسم، همراه آیتالله خامنه اى در جلسه اى رفتیم که جمعى از

با اینکه والده و همشیره بودند، اول وقت تنهایى صبحانه خوردم و براى مراسم عید [مبعث] آیتالله خامنه اى، رفتم. در حیاط بیرونى به هم رسیدیم؛ ایشان از اندرونی شان مى آمدند و من از بیرون. قبل از شروع مراسم، همراه آیتالله خامنه اى در جلسه اى رفتیم که جمعى از طلاب، براى عمامه گذاشتن آمده بودند. سپس با هم به جلسه مراسم رفتیم؛ شعارها و تلاوت قرآن و صحبت کوتاه من و صحبت توسط آیتالله خامنه اى را داشتیم. به دفترم رفتم و گفتم به محافظان و دفترى ها، هر یک هزار تومان عیدی داده شود.

آقاى [غلامرضا] انصارى، کاردارمان در لندن آمد. گزارش مذاکرات با آقای هیث را در مورد اصلاح روابط، با اقدام به رفع مشکلاتى که از ناحیه مسأله سلمان رشدی و ادعاى انگلیسى ها در خصوص کمک ما به ایرلندی های مخالف

سلطه انگلیس دارند و همچنین همکارى انگلیس با ضدانقلاب و منافقان و تحرکات دیگر آنان را داد. قرار شده هیأت به ایران بیاید و سپس آقاى [محمود] واعظى، [معاون اروپا و آمریکای وزارت امورخارجه]، به انگلیس برود.

آقاى [عبدالعلی] علی عسکری آمد. نامزد مدیریت فروشگاه هاى زنجیره اى رفاه است؛ راضی است. مقداری در این خصوص مذاکره کردیم.

به خانه برگشتم. ظهر با والده، فاطمه، مهدی، فرشته، میرزا احمد و یاسر غذا خوردیم. آقاجلال و فرشته پذیرایى مى کردند. حال والده مساعد نیست؛ گفتم اخوىزاده [دکتر] محمد، براى معاینه بیاید.

عصر براى افتتاح مراسم یازدهمین دوره مسابقات حفظ و قرائت و تفسیر قرآن، به حسینیه ارشاد رفتیم. از سى و هشت کشور شرکت کرده اند. بعد از قرائت قرآن و تواشیح و خیرمقدم آقاى [سیدمهدی] امام جمارانى، [رییس سازمان اوقاف و امور خیریه]، من در مورد اهمیت اُنس با قرآن صحبت کردم و پاى قرائت چند قارى ایرانى و مصرى نشستم.

به خانه برگشتم. کمى با والده اُنس گرفتیم و مذاکره کردیم. جمعى از بستگان به خاطر عید و به خاطر والده آمدند. فاطى و فرشته پذیرایى مى کردند. مقدارى غذا در خانه خودشان تهیه کرده بودند و مقدارى از ظهر مانده بود.

اخوىزاده، دکتر محمد، براى معاینه والده آمد. گفت فشار خونشان بالاست؛ حدود 19 است و فعلاً براى سفر مکه، حالشان مساعد نیست. همشیره طیبه، والده را آورده که با هم به مکه بروند. حال که حال والده مساعد نیست، سفر او هم مورد تردید قرار گرفته. ناراحت است و مایل است او را اعزام کنیم.

آقاى حمید حسینى، از وضع تراکم کامیون ها در مرزهاى آذربایجان و ترکمنستان گفت؛ به خاطر جنگ در چچن، روس ها مانع عبور کامیون ها شده اند. به دلیل احتمال ورود امکانات و نیرو از کشورهاى اسلامى براى مردم مسلمان چچن، مشکلات زیادی براى حمل و نقل و تجارت به وجود آورده اند.

اخوی زاده محمد، دوره تخصصى در آلمان دیده و مراجعت کرده، از امکانات فراوان آلمان می گفت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا