خاطرات اکبر هاشمی - ۳ دی ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 13:21کد خبر32310

در گزارش ها، انتخابات روسیه و پیروزی کمونیست ها، سخت مورد توجه است. با همشیره ها مثل دیروز صبحانه خوردیم. به دفترم رفتم و تا ساعت نُه و نیم،کارها را انجام دادم و گزارش ها را خواندم. برای جلسه فاتحه که از سوی آیت الله خامنه ای برای والده اعلان شده، به مسجد

در گزارش ها، انتخابات روسیه و پیروزی کمونیست ها، سخت مورد توجه است. با همشیره ها مثل دیروز صبحانه خوردیم. به دفترم رفتم و تا ساعت نُه و نیم،کارها را انجام دادم و گزارش ها را خواندم. برای جلسه فاتحه که از سوی آیت الله خامنه ای برای والده اعلان شده، به مسجد شهید مطهری رفتم. سایر ارگان ها و خودمان هم اعلان شرکت کرده ایم. چند دقیقه بعد از من، آیت الله خامنه ای هم رسیدند. شخصیت های داخلی و نمایندگان کشورهای خارجی و انبوه مردم، مجلس را خیلی سنگین و پُرابهت کرده بود.

مداحی و قرائت قرآن انجام شد و سپس آقای ناطق نوری، سخنرانی خوبی کرد و از حاجیه والده، به خوبی تجلیل نمود. ظهر به دفترم برگشتم. جمع زیادی از بستگان هم که عمدتاً از رفسنجان آمده اند به دفتر آمدند و ناهار داده شد. عصر جمعی به قم رفتندکه برای روز سوم سر مزار باشند.

عصر در جلسه هیأت دولت، چند مصوبه داشتیم. آقای [حسن] حبیبی، [معاون اول رییس جمهور]، از سوی اعضای کابینه تسلیت گفت و من هم پاسخ دادم. سردار [محسن] رضایی، فرمانده سپاه آمد. گزارش خوبی از کارها و تاریخ سپاه داد و نقش من را در آن توضیح داد. من هم صحبت کردم. دعوت کرد که وزرا، نمایشگاه سپاه را بازدید کنند. هدیه ای هم خواست که قبول شد.

به میهمانی آیت الله خامنه ای رفتم. دربارة والده و سفر قم و سفر به رفسنجان و مسأله اجاره کانال در ماهواره عرب سَت صحبت کردیم. چون من کار زیاد داشتم و ایشان به خاطر روزه داشتن کسل بودند، جلسه را کوتاه کردیم.

در دفترم، شام ساندویچ خوردم. همشیره ها که از قم مراجعت کرده بودند، به دفترم آمدند. برایشان شام از بیرون گرفتیم. مقداری هم با آنها صحبت کردم و ساعت دوازده شب خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا