صبح زود به دفتر رییس جمهور رفتم. با حضور نخست وزیر و وزیر نفت، جلسه داشتیم. پیشنهاد اعضاى اوپک [در مورد قیمت و مقدار فروش نفت] را تأیید کردیم. قرار شد براى حفظ قیمت نفت محکم باشیم. بعد، آقاى دکتر ولایتى آمد. گزارش مفصلى از کنفرانس [وزراى کشورهاى] اسلامى
صبح زود به دفتر رییس جمهور رفتم. با حضور نخست وزیر و وزیر نفت، جلسه داشتیم. پیشنهاد اعضاى اوپک [در مورد قیمت و مقدار فروش نفت] را تأیید کردیم. قرار شد براى حفظ قیمت نفت محکم باشیم.
بعد، آقاى دکتر ولایتى آمد. گزارش مفصلى از کنفرانس [وزراى کشورهاى] اسلامى صنعا [پایتخت یمن] داد و اینکه موفقیت هاى زیادى داشته و پیشنهادهایى که در قطعنامه گنجانده شده، جلوى حرکت هاى مخالفان ما را گرفته است. رییس جمهورى یمن شمالى، دوبار با ایشان ملاقات کرده و خواستار تحسین روابط با ایران شده و از ما، براى همکارى در اکتشاف نفت در یمن - که مورد مخالفت عربستان است - کمک خواسته است. با رییس جمهور هم درباره وزارت دفاع و حزب [جمهورى اسلامى] و ستاد برگزارى کنگره صحبت کردیم.
ساعت ده ونیم صبح به مجلس رفتم. به خاطر نیامدن اعضاى شوراى نگهبان و یک فوریتى بودن دستور، بعد از وقت تنفس، مجلس تعطیل شد.
در دفتر تا دیروقت کار کردم. دو نفر از سپاه و هوانیروز باختران آمدند؛ مدعى اختراع هاى نظامى از قبیل مین دریایى و موشک و لباس نسوز و [ضد] شیمیایى و... بودند و از عدم همکارى سپاه شکایت داشتند. به آقایان [محسن] رفیق دوست و [حسن] روحانى گفتم، تا به کارشان رسیدگى کنند.
خانم [مریم] بهروزى آمد. از خانم [گوهرالشریعه] دستغیب [نماینده تهران]، به خاطر مخالفت با حزب [جمهورى اسلامى] و از اطلاعات نخست وزیرى، گله داشت. دو سه نفر سپاهى آمدند. از وضع سپاه و جبهه و جامعه، گله داشتند. خبر دادند، یک نفر از راننده هاى مجلس [شوراى اسلامى] که دیشب به ایست پلیس توجه نکرده [و در اثر تیراندازى مأموران پلیس به طرف او]، گلوله خورده و فوت کرده است. آقاى روحانى و رفیق دوست آمدند. راجع به کارهاى عملیات [آینده در جبهه ها] مذاکره کردیم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام