خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ آذر ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/19 - 18:35کد خبر27130

تا ساعت هشت صبح، در دفترم کار کردم. گزارش مهمى نداشتیم. در جلسه علنى، لایحه مالیات ها مطرح بود. چون لایحه، مهم و مفصل است و موافق و مخالف زیادى ثبت نام کرده اند، تمام وقت را گرفت و باز هم براى ادامه بحث، وقت را تمدید کردیم. ظهر، آقاى صابرى همدانى آمد.

تا ساعت هشت صبح، در دفترم کار کردم. گزارش مهمى نداشتیم. در جلسه علنى، لایحه مالیات ها مطرح بود. چون لایحه، مهم و مفصل است و موافق و مخالف زیادى ثبت نام کرده اند، تمام وقت را گرفت و باز هم براى ادامه بحث، وقت را تمدید کردیم.

ظهر، آقاى صابرى همدانى آمد. قبلاً نماینده آقاى آیت الله بروجردى در ترکیه بوده است. پسرشان در اسپانیا به اتهام نادرست شرکت در باند تروریستى ایرانى دستگیر شده؛ براى استخلاص او کمک مى خواست. مدتى است چند نفر از جوانان ایرانى به این اتهام، در آنجا بازداشتند.

عصر، ملاقاتى با شوراى سرپرستى زندانیان و انجمن حمایت از خانواده هاى زندانیان داشتم. گزارش دادند که حدود هشتاد هزار زندانى داریم. از کمبود جا و کمبودهاى دیگر گله داشتند. پیشنهاداتى براى تحسین وضع آنها و کار مطرح شد؛ ازجمله ساختن زندان، توسط نیروى کار خود زندانیان بود. سپس ملاقاتى با شوراى مرکزى حزب [جمهورى اسلامى] اصفهان داشتم که از انزواى حزب در اصفهان و از تصرف پست ها و مقام ها توسط طرفداران آقاى طاهرى که مخالف حزبند، گفتند. به آنها گفتم براى جبران دوباره، با ایشان رفاقت برقرار کنند.

شب، اولین جلسه شوراى عالى انقلاب فرهنگى، در دفتر رییس جمهور تشکیل شد. آیت الله خامنه اى به عنوان رییس [شوراى عالى انقلاب فرهنگى] انتخاب شدند. قرار شد محدوده کار شورا، در سیاستگذارى و تصویب برنامه ها باشد و در مسایل اجرایى دخالت نکنیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا