خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ مرداد ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 15:26کد خبر29316

ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. در اخبار آمده بود که عراق اعلام کرده از فردا عقب نشینى از کویت را آغاز مى کند؛ به شرط اینکه حکومت جدید مستقر باشد و خاندان الصباح برنگردند؛ تقریباً تعلیق به محال کرده است. آقایان [مسعود روغنی]زنجانى، [رییس سازمان برنامه و

ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. در اخبار آمده بود که عراق اعلام کرده از فردا عقب نشینى از کویت را آغاز مى کند؛ به شرط اینکه حکومت جدید مستقر باشد و خاندان الصباح برنگردند؛ تقریباً تعلیق به محال کرده است.

آقایان [مسعود روغنی]زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه] و [سراج الدین] کازرونى، [وزیر مسکن وشهرسازی]آمدند. برسر مسئولیت تهیه طرح جامعة سرزمینى اختلاف نظر دارند؛ قانوناً به وزارت مسکن وشهرسازی داده شده، اما از زمان رژیم قبل، عملاً در دست سازمان برنامه بوده است؛ گفتم به همین صورت بماند و مسأله در شوراى اقتصاد مطرح شود. به وزیر مسکن وشهرسازی گفتم، براى عرضة مسکن کوچک و ارزان و شکستن قیمت مسکن، طرحى مثل خانه سازى انبوه در تهران و شهرهای بزرگ بیاورد.

آقای [خلیل]تورگوت اوزال، رییس جمهور ترکیه تلفن کرد و دربارة تجاوز عراق و کویت نظرخواهى کرد. او از اعلامیه دیشب عراق اظهار نارضایتى نمود و گفت با [ملک]فهد[پادشاه عربستان سعودی] و [جرج]بوش[رییس جمهور ایالات متحده] و [حافظ]اسد[رییس جمهور سوریه]در تماس است. مطرح شد که براى مشاوره به ایران بیاید و یا کسى را بفرستند.

آقاى [اکبر]ترکان، [وزیر دفاع]آمد. راجع به ساخت و خرید سلاح و اظهار آمادگى ایتالیا و آلمان شرقى براى همکارى صحبت شد و نیازها را گفت. آقایان[فریدون] مهدى نژاد[= وردی نژاد] و مصلحی آمدند و راجع به کمک به آزادی گروگان ها حرف زدند. گفتم بهتر است کمک کنیم که [برایان کینان]گروگان ایرلندى آزاد شود. در اخبار آمده که 17 نفر حزب الله بازداشتى در کویت آزاد شده اند.

دکتر حبیبى، [معاون اول رییس جمهور] براى امور جارى کشورآمد. عصر آقای[غلامرضا]آقازاده، [وزیر نفت]آمد. در مورد سیاست حفظ قیمت هاى بالاى نفت و جلوگیرى از زیادى عرضه دیگران به بهانه قطع نفت کویت، مذاکره شد.

شوراى عالی امنیت ملى جلسه داشت. راجع به مسایل کویت و عراق و جواب پیشنهاد صدام مذاکره کردیم. قرار شد بگوییم به شرط اعلان پذیرش قرارداد 1975 الجزایر مى توانند به ایران بیایند. تا ساعت نُه ونیم شب در دفترم کار کردم و به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا