خاطرات اکبر هاشمی - ۸ شهریور ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ فروردین ۱۳۷۸
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 12:29کد خبر26217

پس از نماز و پیاده روی در حیاط منزل، خاطرات عقبمانده را نوشتم و اخبار ساعت هفت را گرفتم. وزیر دفاع آمد و راجع به هیأت مدیره جدید سازمان صنایع نظامی ارتش و انجمن حجتیه، مشورت کرد. با فرمانده نیروی هوایی تلفنی صحبت کردم و درباره علت عدم فعالیت موشکهای

پس از نماز و پياده ‏روى در حياط منزل، خاطرات عقب‏مانده را نوشتم و اخبار ساعت هفت را گرفتم.

وزير دفاع آمد و راجع به هيأت مديره جديد سازمان صنايع نظامى ارتش و انجمن حجتيه، مشورت كرد. با فرمانده نيروى هوايى تلفنى صحبت كردم و درباره علت عدم فعاليت موشك‌هاى هاگ در روز جمعه -كه هواپيماى عراقى به تهران تجاوز كرده بود - توضيح خواستم. او گفت كه هواپيما در ارتفاع بسيار بالا پرواز مى‌كرد كه از قلمرو هاگ بيرون است و در آن ارتفاع فقط از سام 2 و اف 14 مى‌توان استفاده كرد و راجع به عمليات آينده در عراق، مطالبى گفتيم.

از خارك خبر دادند كه دشمن سه فروند موشك پرتاب كرده كه در بيابان افتاده. ساعت چهار بعد از ظهر به مجلس رفتم. با روحانيون سنى پاوه و اورامانات ملاقات داشتم. از [احمد] مفتى زاده و چپى‌ها گله داشتند و از حكومت راضى بودند. حاكم شرع آمل هم آمد و راجع به خطر مزاحمت‏هاى ضد انقلاب در جنگل گفت  و خواستار توجه بيشتر به اين مسأله بود.

با وزير آموزش و پرورش و معاونان و مديركل‏ها ملاقاتى داشتم و سخنرانى كردم.  گروهى از روابط عمومى سپاه آمدند و از كم‏ كارى سياسى ايدئولوژيك ارتش گفتند. آقاى دكتر رهنما آمد و پيشنهاد قطعات [فروش] هواپيماهاى جنگى و چيفتن و... از شركتى آورده بود كه او را به وزارت دفاع معرفى كردم. سپس به باغ شيان - محل برگزارى سمينار فرماندهان سپاه پاسداران سراسر كشور - رفتم. يك ساعت براى آنها صحبت كردم.  ساعت يازده شب خسته به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا