خاطرات اکبر هاشمی - ۵ شهریور ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 12:29کد خبر26214

چون عفت و فاطى ساعت سه و نيم صبح بايستى براى رفتن به مكه از خانه بيرون بروند، تقريباً تا ساعت چهار صبح نخوابيدم، بعد از نماز صبح تا ساعت هشت خوابيدم. براى خطبه‌هاى نماز جمعه مطالعه كردم. آقاى [محسن] دعاگو معاون وزارت آموزش و پرورش آمد و راجع به اختلافات

چون عفت و فاطى ساعت سه و نيم صبح بايستى براى رفتن به مكه از خانه بيرون بروند، تقريباً تا ساعت چهار صبح نخوابيدم، بعد از نماز صبح تا ساعت هشت خوابيدم. براى خطبه‌هاى نماز جمعه مطالعه كردم. آقاى [محسن] دعاگو معاون وزارت آموزش و پرورش آمد و راجع به اختلافات با آقاى مظفرى نژاد و نجفى علمى و... كه كنار گذاشته شده‌اند، توضيحاتى داد.

در حین خواندن خطبه‌های جمعه صدای انفجار مهیبی بلند شد و توپ‌های ضد هوایی تهران، مشغول غرش و شلیک شدند. خطبه را ادامه دادم و مردم خم به ابرو نیاوردند. از بیت امام و دفتر رئیس جمهور اطلاع دادند که زودتر نماز را تمام کنم، ولی تقریباً به طور عادی تمام کردیم. بعد گفتند هواپیمای میگ 25 عراق در ارتفاعات بالا دیده شده و تحت تعقیب قرار گرفته، درحین فرار دیوار صوتی را شکسته که به صورت انفجار شنیده شده است. عصر در منزل ماندم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا