ساعت هشتونیم صبح برای افتتاح نمایشگاه خدمات دولت رفتیم. از غرفه های آموزش و پرورش، فرهنگ و آموزش عالی، مسکن و شهرسازی و دفاع بازدید کردم. سپس در سالن آمفی تئاتر نمایشگاه، مراسم انجام شد. آقای [علیاکبر]اشعری، رییس ستاد مراسم هفته دولت گزارش داد و
ساعت هشتونیم صبح برای افتتاح نمایشگاه خدمات دولت رفتیم. از غرفه های آموزش و پرورش، فرهنگ و آموزش عالی، مسکن و شهرسازی و دفاع بازدید کردم. سپس در سالن آمفی تئاتر نمایشگاه، مراسم انجام شد. آقای [علیاکبر]اشعری، رییس ستاد مراسم هفته دولت گزارش داد و گفت در سیهزار مترمربع، غرفه ها مستقر شده اند و در استان ها هم نمایشگاه های استان برگزار می شود. من هم صحبت مفصلی در حدود یک ساعت و بیست دقیقه داشتم. از همه بخش ها و ارگان ها، نمونه ها و شاخص ها و آماری از پیشرفت و عمران و توسعه را گفتم. به نظر خودم، صحبت جامعی بود؛ بدون یادداشت .
به خانه برگشتم. ظهر بستگان میهمانمان بودند. تا عصر مقداری از تاریخ خوارزمشاهیان را مطالعه کردم. عصر برای مراسم عقد ازدواج اخوی زاده ناصر، با دختر آقای مهدوی، سفیرمان در آفریقای جنوبی رفتیم؛ به خاطر اینکه ناصر پدر ندارد، رفتم . معمولاً در این مجالس شرکت نمی کنم. آنها هم خیلی توقع نداشتند؛ خوشحال شدند. با آقای مهدوی عقد را خواندیم. سر سفره عقد رفتم و به عروس تبریک گفتم و دو سکه هدیه کردم. والده و عفت و همشیره ها- طیبه و صدیقه- هم بودند.
به خانه آمدم. امیر عراقی آمد. گزارش پیشرفت کار ساختمان دانشگاه در طالقان را داد و استمداد کرد. پیشنهاد اجازه ورود ماشین های سواری وارد شده به گمرک را داد که برای جلوگیری از تقاضای ارز نپذیرفتم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام