خاطرات اکبر هاشمی - ۳ شهریور ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 15:57کد خبر29337

ساعت نُه صبح، آقاى [مهدی]کروبى، [رییس مجلس شورای اسلامی]آمد. تا ساعت ده ونیم، دربارة گله هایى که از ما داشت و گله هایى که ما از او داشتیم، مذاکره شد؛ به خوبى قانع نشد. ماند و من تا ظهر کارهایم را انجام دادم. ناهار را با هم خوردیم و مذاکرات ادامه یافت؛

ساعت نُه صبح، آقاى [مهدی]کروبى، [رییس مجلس شورای اسلامی]آمد. تا ساعت ده ونیم، دربارة گله هایى که از ما داشت و گله هایى که ما از او داشتیم، مذاکره شد؛ به خوبى قانع نشد. ماند و من تا ظهر کارهایم را انجام دادم. ناهار را با هم خوردیم و مذاکرات ادامه یافت؛ مقدارى از ناراحتى ها کاسته شد.

خانم دکتر [شفیقه]حبیبى، [سرپرست مرکز فوریت های دارویی و تجهیزات پزشکی جمعیت هلال احمر] آمد. گزارش بازدید از کارخانه سوپا[= ساخت وسایل پزشکی ایران] را داد. گفت منزل ندارد و صاحبخانه جواب شان کرده است. آقاى [جلیل]بشارتى براى مناطق محروم آمد و امکانات گرفت. عصر فاطى آمد و براى خرید منزل یکی از دوستان نیازمندش، مبلغی کمک گرفت و نشان فتح من را برد. به [دخترش]سارا هم هدیه ای دادم.

شورای عالى امنیت ملی جلسه داشت. تصمیم گرفتیم کسانى که از عراق فرار مى کنند و به ایران مى آیند، بپذیریم و نیروهاى نظامى را براى شرایط حملة آمریکا به عراق آماده کنیم. همچنین در آزادى اُسرا تسریع کنیم و وزیر امورخارجه اردن را بپذیریم. خبر رسید که شوراى امنیت سازمان ملل، خواستة آمریکا مبنى بر استفاده از زور براى اجراى تحریم علیه عراق را تصویب کرده است؛ مجموعاً شرایط منطقه بحرانى تر شده است و احتمال جنگ بیشتر حس می شود.

شب با احمدآقا و آقاى [واعظ]طبسى، مهمان آیت الله خامنه اى بودیم. مصوبات شوراى عالی امنیت ملی مطرح و تأیید شد. آقاى طبسى را در لندن عمل جراحی نکرده اند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا